ﻃﺒﻖ آﻣﺎر ارائهشده ﺗﻮﺳﻂ ﻣﺮﮐﺰ آﻣﺎر اﯾﺮان، در ﺳﺎل 1388، 78 درﺻﺪ ساختمانهای ﮐﺸﻮر (بهجز ﺷﻬﺮ ﺗﻬﺮان) از آﺟﺮ ساختهشدهاند ﮐﻪ ﻋﻤﺪﺗﺎً دارای دﯾﻮارﻫﺎی آﺟﺮی ﺑﺎرﺑﺮ و سقفهای ﻃﺎق ﺿﺮﺑﯽ میباشند، ﻋﻠﺖ اﺻﻠﯽ اﯾﻦ ﮐﺎرﺑﺮد وﺳﯿﻊ، آﺳﺎن ﺑﻮدن ﺗﻮﻟﯿﺪ آﺟﺮ، حملونقل ﻣﺘﺪاول، ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺑﻮدن هزینهها، ﻋﺪم ﻧﯿﺎز ﺑﻪ فناوری ﺑﺮﺗﺮ در ﻣﺮاﺣﻞ ساختوساز، و ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﺗﺼﻮر ﻋﻤﻮﻣﯽ و ﮐﻠﯽ ﻣﺒﻨﯽ ﺑﺮ ﻋﺪم ﻧﯿﺎز ﺑﻪ ﺗﺨﺼﺺ وﯾﮋه در ﻫﻤﻪ ﻣﺮاﺣﻞ ﻓﻮق را میتوان ﻧﺎم ﺑﺮد.
نکتهای ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ در ﻣﻮرد ساختمانهای ﺑﻨﺎﯾﯽ ﺑﻪ آن اﺷﺎره ﮐﺮد اﯾﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ در اﺣﺪاث اینگونه ساختمانها در ﮐﺸﻮر، ﺿﻮاﺑﻂ و دستورالعملهای ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ ﻓﺮآﯾﻨﺪ ساختوساز ﭼﻨﺪان موردتوجه ﻗﺮار ﻧﮕﺮﻓﺘﻪ اﺳﺖ و ساختمانهای ﻣﻮﺟﻮد ﺑﻨﺎﯾﯽ اﮐﺜﺮاً در ﺑﺮاﺑﺮ زﻟﺰﻟﻪ آسیبپذیرند.
یکی از روشهای ﮐﺎرآﻣﺪ ﺑﺮای ﺑﻬﺒﻮد عملکرد اﯾﻦ ﻧﻮع ساختمانها در ﻫﻨﮕﺎم وﻗﻮع زﻟﺰﻟﻪ ﺑﻬﺒﻮد ﻋﻤﻠﮑﺮد درون ﺻﻔﺤﻪ دﯾﻮارﻫﺎی اﯾﻦ ساختمانها میباشد. در ﻫﻨﮕﺎم زﻟﺰﻟﻪ ﻣﻮدﻫﺎی ﺷﮑﺴﺖ ﻧﻬﺎﯾﯽ درون صفحهی دﯾﻮارﻫﺎی ﺑﺮﺷﯽ ﺑﻨﺎﯾﯽ ﺷﺎﻣﻞ: ﻟﻐﺰش، واژﮔﻮﻧﯽ، ﺗﺮک ﺑﺮﺷﯽ (ﻗﻄﺮی) و ﺷﮑﺴﺖ در ﭘﻨﺠﻪ میباشد (2004 ,.Rodriguez, M). در سالهای اﺧﯿﺮ ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت زﯾﺎدی ﺗﻮﺳﻂ ﻣﺤﻘﻘﯿﻦ ﺑﺮای ﺑﻬﺒﻮد ﻋﻤﻠﮑﺮد ﻟﺮزهای دﯾﻮارﻫﺎی ﺑﻨﺎﯾﯽ ﻏﯿﺮﻣﺴﻠﺢ انجامشده اﺳﺖ.
اﯾﻦ ﺗﺤﻘﯿﻘﺎت ﺳﺒﺐ اراﺋﻪ تکنیکهای ﻣﺨﺘﻠﻔﯽ ﺑﺮای مقاوم سازی اﯾﻦ ساختمانها ﺷﺪه اﺳﺖ (2007 ,.Abrams et al). ﯾﮑﯽ از متداولترین اﯾﻦ روشها اﺳﺘﻔﺎده از ﻣﺶ ﻓﻮﻻدی ﺑﻪ ﻫﻤﺮاه ﭘﻮﺷﺶ ﺑﺘﻦ ﻣﺴﻠﺢ ﯾﺎ عبارتی روش ﺷﺎﺗﮑﺮﯾﺖ میباشد.
در اﯾﻦ روش ﯾﮏ ﺷﺒﮑﻪ ﻓﻮﻻدی روی دﯾﻮار نصبشده، ﺳﭙﺲ یکلایه ﻣﻼت ﺳﯿﻤﺎﻧﯽ ﯾﺎ ﺑﺘﻨﯽ روی دﯾﻮار ﺷﺎﺗﮑﺮﯾﺖ میشود. ﺑﻪ ﺟﻬﺖ ﻋﻤﻠﮑﺮد ﯾﮑﭙﺎرﭼﻪ دﯾﻮار و ﻻﯾﻪ ﺷﺎﺗﮑﺮﯾﺖ ﺑﺎﯾﺪ ﺷﺒﮑﻪ ﻓﻮﻻدی بهطور کامل ﺑﻪ دﯾﻮار ﻣﻬﺎر ﺷﻮد.
در خصوص روشهای ﻣﻨﺎﺳﺐ ارزیابی آسیبپذیری سازههای ﺑﻨﺎﯾﯽ ﻏﯿﺮﻣﺴﻠﺢ تلاشهای ﻓﺮاواﻧﯽ ﺻﻮرت ﮔﺮﻓﺘﻪ اﺳﺖ ﮐﻪ ازجمله میتوان ﺑﻪ ﺗﺤﻘﯿﻘﺎت اﻧﺠﺎم ﮔﺮدﯾﺪه ﺗﻮﺳﻂ Durgesh C.Rai و ﻫﻤﮑﺎران (2004) ﺑﺮای اراﺋﻪ روش ارزﯾﺎﺑﯽ آسیبپذیری ساختمانهای بنایی ﺑﻪ روش ﺗﺠﻮﯾﺰی و ﺗﺤﻘﯿﻘﺎت اﻧﺠﺎم ﮔﺮدﯾﺪه ﺗﻮﺳﻂAbrams ﺑﺮای اراﺋﻪ روشهای ارزﯾﺎﺑﯽ ﺑﻪ روش ﻋﻤﻠﮑﺮدی اﺷﺎره ﮐﺮد (Abrams 1997).
مدلسازی اﻟﻤﺎن ﺑﻨﺎﯾﯽ ﺑﺎ رﻓﺘﺎر غیر همگن و ﻏﯿﺮﻫﻤﺴﺎن ﺑﺴﯿﺎر ﻣﺸﮑﻞ میباشد. ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ دﻟﯿﻞ ﺑﺮای مدلسازی آن از تکنیکهای اﺟﺰاء ﻣﺤﺪود اﺳﺘﻔﺎده میشود.
ﯾﮑﯽ از متداولترین اﯾﻦ روشها روش درﺷﺖ مدلسازی (Macro modeling) میباشد. ﻫﺪف از اﯾﻦ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺑﺮرﺳﯽ ﻋﻤﻠﮑﺮدی رﻓﺘﺎر درون ﺻﻔﺤﻪ ﺳﺎﺧﺘﻤﺎن ﺑﻨﺎﯾﯽ ﮐﻼف دار مقاومسازی ﺷﺪه ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از روش ﻃﯿﻒ ﻇﺮﻓﯿﺖ میباشد.
ﺳﺎﺧﺘﻤﺎن انتخابشده در اﯾﻦ ﺗﺤﻘﯿﻖ عموماً ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت انجامگرفته ﺗﻮﺳﻂ ﺷﮑﯿﺐ و ﻫﻤﮑﺎران (2002) اﻧﺘﺨﺎب ﮔﺮدﯾﺪه اﺳﺖ و دارای ﻣﺴﺎﺣﺖ 40مترمربع میباشد.
ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﻣﻨﻈﻮر دو ﻧﻤﻮﻧﻪ ﺳﺎﺧﺘﻤﺎن موردبررسی ﻗﺮار میگیرد: 1- ﻧﻤﻮﻧﻪ اول، نشاندهنده ﺳﺎﺧﺘﻤﺎن ﻣﺮﺟﻊ (ﺷﺎﻫﺪ) در ﺣﺎﻟﺖ ﺑﺪون مقاومسازی و 2- ﻧﻤﻮﻧﻪ ﺳﻮم، دﯾﻮار مقاومسازی ﺷﺪه ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از ﺑﺘﻦ ﻣﺴﻠﺢ.
ﻣﺸﺨﺼﺎت ﺳﺎزه و ﻣﺼﺎﻟﺢ
ﺳﺎﺧﺘﻤﺎن موردنظر دارای ﻃﻮل 8 ﻣﺘﺮ، ﻋﺮض 5 ﻣﺘﺮ و ارﺗﻔﺎع 2.5 ﻣﺘﺮ میباشد. ﺳﺎﺧﺘﻤﺎن ﻣﺪﻧﻈﺮ دارای6 ﮐﻼف ﻗﺎﺋﻢ اﺳﺖ ﮐﻪ ﻧﺤﻮه ﻗﺮارﮔﯿﺮی کلافها بهاینترتیب اﺳﺖ ﮐﻪ ﻫﺮ ﮔﻮﺷﻪ ﺳﺎﺧﺘﻤﺎن ﯾﮏ ﮐﻼف و در دﯾﻮاری ﮐﻪ ﻃﻮل آن 8 ﻣﺘﺮ میباشد ﯾﮏ کلاف در وﺳﻂ آن ﻧﯿ ﺰ ﻗﺮار دارد.
دو ﻧﻮع اﺑﻌﺎد دﯾﻮار در اﯾﻦ ﺳﺎﺧﺘﻤﺎن ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻓﺎﺻﻠﻪ کلافها از ﻫﻢ وﺟﻮد دارد بهاینترتیب ﮐﻪ د ﯾﻮارﻫ ﺎﯾﯽ ﮐﻪ در ﺟﻬﺖ کوچکتر ﯾﻌﻨﯽ5 ﻣﺘﺮ ﻗﺮار دارﻧﺪ دارای اﺑﻌﺎد 4.6×2.5 ﻣﺘﺮ و دﯾﻮارﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ در ﺟﻬﺖ بزرگتر ﯾﻌﻨﯽ8 ﻣﺘﺮ قرارگرفتهاند دارای ابعاد 3.7×2.5 ﻣﺘﺮ میباشند. ﺿﺨﺎﻣﺖ دﯾﻮارﻫﺎ 20 cm میباشد.
ﺑﻪ ﻋﺒﺎرﺗﯽ دﯾﻮارﻫﺎ ﺑﺎ ﮐﻼف اﻓﻘﯽ و ﻗﺎﺋﻢ بتنی ﺑﻪ اﺑﻌﺎد 20×20 cm ﮐﻪ دارای 4ﻋﺪد آرﻣﺎﺗﻮر ﻃﻮﻟﯽ ﺑﻪ ﻗﻄﺮ 12 و خا موتهای ﺑﻪ ﻗﻄﺮ 8 میباشند، محصورشدهاند.
ﺑﺮای نمونههای تقویتشده ﺑﺎ ﭘﻮﺷﺶ ﺑﺘﻦ ﻣﺴﻠﺢ اﻟﯿﺎﻓﯽ از ﻣﺶ ﻓﻮﻻدی ﺑﺪون آج ﺑﺎ ﻗﻄﺮ 8 میلیمتر و ﻓﻮاﺻﻞ ﭼﺸﻤﻪ 15 cm بهصورت یکطرفه از ﺑﯿﺮون استفادهشده اﺳﺖ.
اﯾﻦ ﺷﺒﮑﻪ بافاصلهای ﺣﺪوداً 20 میلیمتر از ﺳﻄﺢ دﯾﻮار ﺑﺮ روی برش گیرهای ﻋﺼﺎﯾﯽ ﺷﮑﻞ، ﮐﻪ در ﻓﻮاﺻﻞ ﺣﺪوداً 60 ﺳﺎﻧﺘﯿﻤﺘﺮی روی دﯾﻮار نصبشده ﺑﻮد ﻗﺮار میگیرد ﺗﺎ ﺳﺒﺐ ﯾﮑﭙﺎرﭼﮕﯽ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺑﯿﻦ ﻻﯾﻪ ﺑﺘﻨﯽ و دﯾﻮار و ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ اﻧﺘﻘﺎل ﻧﯿﺮو ﺑﯿﻦ دﯾﻮار و ﻻﯾﻪ ﺑﺘﻨﯽ ﻣﺴﻠﺢ ﺷﻮد.
عموماً در ﻋﻤﻞ و ﺣﯿﻦ اﺟﺮا بهمنظور اﯾﺠﺎد اﺗﺼﺎل ﮐﺎﻣﻼً ﮔﯿﺮدار ﺷﺒﮑﻪ ﻣﯿﻠﮕﺮد و دﯾﻮار، اﻧﺘﻬﺎی آزاد ﺷﺒﮑﻪ ﻣﯿﻠﮕﺮد از ﻃﺮﯾﻖ اﯾﺠﺎد سوراخهایی ﺑﻪ ﻋﻤﻖ 6 ﺳﺎﻧﺘﯿﻤﺘﺮ و ﻗﻄﺮی ﻣﻌﺎدل دو ﺑﺮاﺑﺮ ﻗﻄﺮ ﻣﯿﻠﮕﺮد ﺷﺒﮑﻪ، در کلافهای ﭘﯿﺮاﻣﻮﻧﯽ مهارشده و ﺳﭙﺲ ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از ﺗﺰرﯾﻖ ﭼﺴﺐ اﭘﻮﮐﺴﯽ ﮐﺎﻣﻼً ﻣﺤﮑﻢ میگردد و درنهایت لایههای ﺑﺘﻦ روی نمونهها ﺷﺎﺗﮑﺮﯾﺖ میشوند.
در ﺟﺪول 1 ﻣﺸﺨﺼﺎت ﻣﺼﺎﻟﺢ مورداستفاده در مدلسازی سازههای ﺷﺎﻫﺪ و ﺑﻬﺴﺎزی ﺷﺪه ﺑﺎ ﺷﺎﺗﮑﺮﯾﺖ ارائهشده اﺳﺖ.
مدلسازی و ﺗﻌﯿﯿﻦ ﻇﺮﻓﯿﺖ ﺳﺎزه
ﻇﺮﻓﯿﺖ ﮐﻠﯽ ﺳﺎﺧﺘﻤﺎن واﺑﺴﺘﻪ ﺑﻪ ﻣﻘﺎوﻣﺖ و ﻣﯿﺰان تغییر شکل ﻫﺮﯾﮏ از اﺟﺰای ﺳﺎزهای آن میباشد. ﺑﺮای ﺗﻌﯿﯿﻦ ﻇﺮﻓﯿﺖ ﻧﻬﺎﯾﯽ ﺳﺎزه، تحلیلهای ﻏﯿﺮﺧﻄﯽ ازجمله ﺗﺤﻠﯿﻞ ﻏﯿﺮﺧﻄﯽ اﺳﺘﺎﺗﯿﮑﯽ ﺑﺎ ﺑﺎر ﺟﺎﻧﺒﯽ ﻓﺰاﯾﻨﺪه ﻻزم میباشد.
در اﯾﻦ ﺗﺤﻠﯿﻞ ﮐﻪ ﻣﺒﻨﺎی روش ﻃﯿﻒ ﻇﺮﻓﯿﺖ ﻧﯿﺰ میباشد ﺑﺎ دﻧﺒﺎل ﮐﺮدن ﺗﻐﯿﯿﺮات ﺑﺮش ﭘﺎﯾﻪ ﺑﺮﺣﺴﺐ تغییر مکان ﺑﺎم، ﻇﺮﻓﯿﺖ ﺳﺎزه بهصورت ﻣﻨﺤﻨﯽ ﻇﺮﻓﯿﺖ ﺑﯿﺎن میگردد.
ﻣﻨﺤﻨﯽ ﻇﺮﻓﯿﺖ بهدستآمده از ﺗﺤﻠﯿﻞ ﻏﯿﺮﺧﻄﯽ اﺳﺘﺎﺗﯿﮑﯽ ﺑﺎ ﺑﺎر ﻓﺰاﯾﻨﺪه در ﻣﺨﺘﺼﺎت ﺑﺮش ﭘﺎﯾﻪ – تغییر مکان میباشد وﻟﯽ ﺑﺮای اﺳﺘﻔﺎده درروش ﻃﯿﻒ ﻇﺮﻓﯿﺖ ﻻزم اﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﻨﺤﻨﯽ ﻇﺮﻓﯿﺖ ﻣﺸﺎﺑﻪ ﻃﯿﻒ ﭘﺎﺳﺦ، در ﻣﺨﺘﺼﺎت ﺷﺘﺎب ﻃﯿﻔﯽ – تغییر مکان ﻃﯿﻔﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ آن ﻓﺮﻣﺖ ADRS ﻣﯽﮔﻮﯾﻨﺪ، ﺑﯿﺎن ﺷﻮد.
درروش ﮐﻠﯽ ﺗﺤﻠﯿﻞ ﻏﯿﺮﺧﻄﯽ اﺳﺘﺎﺗﯿﮑﯽ ﺑﺎ ﺑﺎر ﻓﺰاﯾﻨﺪه ﺑﺮای ﺗﻌﯿﯿﻦ ﻣﻨﺤﻨﯽ ﻇﺮﻓﯿﺖ، ﺗﻌﺪادی ﺗﺤﻠﯿﻞ اﻻﺳﺘﯿﮏ ﻣﺘﻮاﻟﯽ اﻧﺠﺎم میگیرد و ﻧﺘﺎﯾﺞ ﻫﺮ ﻣﺮﺣﻠﻪ باهم ﺟﻤﻊ میشوند.
در ﻫﺮ ﻣﺮﺣﻠﻪ ﻣﺪل ﺗﺤﻠﯿﻞ میشود ﺗﺎ اﯾﻨﮑﻪ ﺳﺎزه ﻧﺎﭘﺎﯾﺪار ﺷﺪه ﯾﺎ ﺑﻪ ﺣﺪ از ﭘﯿﺶ تعیینشدهای ﺑﺮﺳﺪ، ﻣﻨﺤﻨﯽ ﻇﺮﻓﯿﺖ ﺣﺎﺻﻞ بهتقریب، رﻓﺘﺎر ﺳﺎزه ﺑﻌﺪ از ﺟﺎری ﺷﺪن را ﻧﺸﺎن میدهد. ﺟﻬﺖ مدلسازی اﺳﺘﻔﺎده از مدلهای رﯾﺰ در آﻧﺎﻟﯿﺰ سازهها ﺑﻪ دﻟﯿﻞ ﻫﺰﯾﻨﻪ و ﺻﺮف وﻗﺖ زﯾﺎد ﺗﻨﻬﺎ ﺟﻬﺖ ﮐﺎرﻫﺎی ﺗﺤﻘﯿﻘﺎﺗﯽ و نمونههای ﮐﻮﭼﮏ قابلاستفاده میباشد.
ﺑﻨﺎﺑﺮاﯾﻦ ﺟﻬﺖ مدلسازی و ﺑﺮرﺳﯽ رﻓﺘﺎر لرزهای ﮐﻠﯽ سازهها (در ﻣﻘﯿﺎس ﺑﺰرگ) ﻧﯿﺎز ﺑﻪ مدلهایی اﺳﺖ ﮐﻪ ﻫﻢ ﻓﺎﻗﺪ ریزهکاریها و پیچیدگیهای روشهای ریز مدل ﺑﺎﺷﺪ و ﻫﻢ ﻧﻤﺎﯾﺶ ﺧﻮﺑﯽ از رﻓﺘﺎر ﮐﻠﯽ سازهها اراﺋﻪ دﻫﺪ.
ﻣﻮاد و ﻣﺼﺎﻟﺢ ﻣﺮﮐﺐ، از دو ﯾﺎ ﭼﻨﺪ ﻣﺎده ﮐﻪ ﻣﻌﻤﻮﻻً در ﺳﻄﻮح ﺧﻮد ﺑﺎ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ درﮔﯿﺮ ﻫﺴﺘﻨﺪ، ﺗﺮﮐﯿﺐ میشوند و اﻏﻠﺐ ﻧﻮاﺣﯽ بهاندازه ﺑﺰرﮔﯽ را ﺗﺸﮑﯿﻞ میدهند ﮐﻪ میتوان آنها را بهعنوان ﻣﺎده ﻫﻤﮕﻦ ﺗﺼﻮر ﻧﻤﻮد. ﺑﻪ ﻧﻈﺮ میرسد ﺑﺴﯿﺎری از ﻣﻮاد ﻃﺒﯿﻌﯽ و ﯾﺎ ﻣﺼﻨﻮﻋﯽ ﻣﺎﻧﻨﺪ کامپوزیتهای ورقهای، ﺑﺘﻦ، ﭼﻮب وﻏﯿﺮه… دارای ﭼﻨﯿﻦ ﺧﺎﺻﯿﺘﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ.
ﺑﺴﯿﺎری از ﻣﺼﺎﻟﺢ ﻧﯿﺰ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺑﺘﻦ بهطورمعمول ﻫﻤﮕﻦ ﻓﺮض میشوند. ﺟﻬﺖ ﺑﻪ دﺳﺖ آوردن ﯾﮏ ﻣﺪل ﻫﻤﮕﻦ و ﯾﺎ ﻣﺘﻮﺳﻂ از ﻣﺼﺎﻟﺢ ﺑﻨﺎﯾﯽ دو روش قابلاستفاده میباشد.
ﯾﮑﯽ آﻧﮑﻪ ﻧﺘﺎﯾﺞ و اﻃﻼﻋﺎت ﺗﻌﺪاد زﯾﺎدی آزﻣﺎﯾﺶ انجامشده روی ﻣﺼﺎﻟﺢ ﺑﻨﺎﯾﯽ ﮔﺮدآوری، ﺗﺤﻠﯿﻞ و ارزﯾﺎﺑﯽ ﺷﻮد و از روی آنها منحنیهای بیبعدی ﺑﺮای ﻫﺮ ﯾﮏ از ﺧﻮاص ﮐﻠﯽ ﻣﺼﺎﻟﺢ ﺑﻨﺎﯾﯽ اﺳﺘﺨﺮاج ﺷﻮد و دﯾﮕﺮ آﻧﮑﻪ ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از روشهای ﺗﺤﻠﯿﻠﯽ رواﺑﻄﯽ ﺑﺮای ﺧﻮاص ﻣﺼﺎﻟﺢ ﺑﻨﺎﯾﯽ ﺑﻪ دﺳﺖ آورده ﺷﻮد ﮐﻪ ﺗﻄﺒﯿﻖ ﺧﻮﺑﯽ ﺑﺎ ﻧﺘﺎﯾﺞ آزﻣﺎﯾﺸﮕﺎﻫﯽ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ.
بهعبارتدیگر در اﯾﻦ روش اﺳﺘﺨﺮاج ﻣﺸﺨﺼﺎت ﻣﺘﻮﺳﻂ از روی ﺧﻮاص و ﻣﺸﺨﺼﺎت ریزمقیاس اﺟﺰای تشکیلدهنده ﻣﺼﺎﻟﺢ ﺑﻨﺎﯾﯽ، ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از تکنیکهای ﺗﻘﺮﯾﺒﯽ و ﯾﺎ دﻗﯿﻖ همگنسازی اﻧﺠﺎم میشود. ﺟﻬﺖ مدلسازی ﺳﺎزه از نرمافزار ABAQUS اﺳﺘﻔﺎده ﮔﺮدﯾﺪه اﺳﺖ. المانهای بهکاررفته در دﯾﻮار و ﮐﻼف از ﻧﻮع C3D8R میباشند.
ﻣﯿﻠﮕﺮدﻫﺎی ﭘﯽ کلافها بهصورت اﻟﻤﺎن B31 مدلسازی شدهاند. همانطور ﮐﻪ ﻋﻨﻮان ﺷﺪ، ﻣﺸﺨﺼﺎت ﻣﮑﺎﻧﯿﮑﯽ ﻣﺼﺎﻟﺢ در ﺟﺪول 1 ارائهشده اﺳﺖ از ﻣﺸﺨﺼﺎت ارائهشده در اﯾﻦ ﺟﺪول ﺟﻬﺖ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻣﺸﺨﺼﺎت ﻣﮑﺎﻧﯿﮑﯽ ﻣﺼﺎﻟﺢ اﺳﺘﻔﺎده ﮔﺮدﯾﺪه اﺳﺖ.
مدلسازی انجامشده ﺑﺮای ﺳﺎﺧﺘﻤﺎن ﺷﺎﻫﺪ در ﺷﮑﻞ 1 ﻧﻤﺎﯾﺶ دادهشده اﺳﺖ. ﻻزم ﺑﻪ ذﮐﺮ اﺳﺖ راﺳﺘﺎی موردمطالعه در اﯾﻦ ﺗﺤﻘﯿﻖ راﺳﺘﺎی ﻃﻮﻟﯽ ﺳﺎزه ﺑﻮده و ﻋﻤﻠﮑﺮد لرزهای دﯾﻮار در اﯾﻦ راﺳﺘﺎ ﻣﻮرد ارزﯾﺎﺑﯽ ﻗﺮار میگیرد.
ﻓﺮآﯾﻨﺪ اﻧﺠﺎم ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ بدینصورت اﺳﺖ ﮐﻪ مدلهای در ﻧﻈﺮ گرفتهشده ﺷﺎﻣﻞ ﻣﺪل مقاومسازی ﺷﺪه ﻧﺸﺪه بهعنوان ﻣﺪل ﺷﺎﻫﺪ و ﻣﺪل ﺑﻬﺴﺎزی ﺷﺪه ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از روش ﺷﺎﺗﮑﺮﯾﺖ در نرمافزار مدلسازی ﮔﺮدﯾﺪه و ﻧﺘﺎﯾﺞ ﺣﺎﺻﻞ از ﺗﺤﻠﯿﻞ اﺳﺘﺎﺗﯿﮑﯽ ﻏﯿﺮﺧﻄﯽ ﺟﻬﺖ ﺗﻌﯿﯿﻦ ﻇﺮﻓﯿﺖ سازهها و ﻣﻘﺎﯾﺴﻪ آن ﺑﺎ ﭘﺎﺳﺦ لرزهای (ﻧﯿﺎز) اﺳﺘﺨﺮاج میگردد.
ﻧﻮع آﻧﺎﻟﯿﺰ مورداستفاده ﺟﻬﺖ اﺳﺘﺨﺮاج ﻣﺸﺨﺼﺎت لرزهای ﺳﺎزه، آﻧﺎﻟﯿﺰ ﺑﺎر اﻓﺰون میباشد. ﻧﺘﺎﯾﺞ ﺣﺎﺻﻞ از ﺑﺎرﮔﺬاری ﺟﺎﻧﺒﯽ ﺑﺎ ﺑﺎر اﻓﺰون ﮐﻪ ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از نرمافزار ABAQUS بهدستآمده اﺳﺖ در ﺷﮑﻞ 2 اراﺋﻪ میگردد.
همانطور ﮐﻪ ﻣﻼﺣﻈﻪ میشود ﺳﺎزه مقاومسازی ﻧﺸﺪه دارای ﻇﺮﻓﯿﺖ ﺑﺮﺷﯽ ﺣﺪود 210 kN و اﻣﮑﺎن ﺟﺎﺑﺠﺎﯾﯽ ﺳﺎزه ﺗﺎ ﺣﺪود 015. ﻣﺘﺮ ﻣﻘﺪور ﺑﻮد.
بررسیهای ﮐﻤﯽ ﺑﺮ روی ﺳﺎﺧﺘﻤﺎن ﺷﺎﻫﺪ ﺑﺮ اﺳﺎس ﻧﺸﺮﯾﻪ 360 ﻧﺸﺎن میدهد دﯾﻮارﻫﺎی ﺳﺎﺧﺘﻤﺎن ﻧﯿﺎزﻣﻨﺪ اﻧﺠﺎم ﺑﻬﺴﺎزی ﺟﻬﺖ رﺳﯿﺪن به سطح ﻋﻤﻠﮑﺮد اﯾﻤﻨﯽ ﺟﺎﻧﯽ میباشند ﺑﻪ ﻋﺒﺎرﺗﯽ ﺳﺎزه ﻧﯿﺎزﻣﻨﺪ ﺑﻬﺴﺎزی ﺟﻬﺖ ارﺗﻘﺎ ﺳﻄﺢ ﻋﻤﻠﮑﺮد میباشد. ﺑﺮای ﺑﻬﺴﺎزی از ﺷﺒﮑﻪ آرﻣﺎﺗﻮر و ﺑﺘﻦ ﭘﺎﺷﯽ (ﺷﺎﺗﮑﺮﯾﺖ) اﺳﺘﻔﺎده میگردد.
ﻧﺘﺎﯾﺞ ﻃﺮاﺣﯽ آرﻣﺎﺗﻮرﻫﺎی ﺷﺎﺗﮑﺮﯾﺖ ﺑﺮای ﺗﻘﻮﯾﺖ دﯾﻮارﻫﺎ ﺑﯿﺎﻧﮕﺮ اﺳﺘﻔﺎده از آرﻣﺎﺗﻮرﻫﺎﯾﯽ ﺑﺎ ﻗﻄﺮ 8 و ﻓﻮاﺻﻞ 15 سانتیمتری میباشد. ﻟﺬا مدلسازی ﺳﺎزه تقویتشده و اﺳﺘﺨﺮاج ﻣﻨﺤﻨﯽ ﻇﺮﻓﯿﺖ آن در دﺳﺘﻮر ﮐﺎر ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺖ در اداﻣﻪ مدلسازی ﺳﺎزه ﺑﻬﺴﺎزی شده در ﺷﮑﻞ 3 و ﻣﻨﺤﻨﯽ ﻇﺮﻓﯿﺖ آن در ﺷﮑﻞ 4 ارائهشده اﺳﺖ.

ﺟﻬﺖ ﺗﻌﯿﯿﻦ ﻣﻨﺤﻨﯽ ﻇﺮﻓﯿﺖ ﺳﺎزه ﺑﺮای ﺳﺎﺧﺘﻤﺎن ﺑﻬﺴﺎزی ﺷﺪه ﺑﺎ روش ﺷﺎﺗﮑﺮﯾﺖ ﻣﺸﺎﺑﻪ ﻣﺪل ﻗﺒﻠﯽ، از روش ﺑﺎر اﻓﺰون اﺳﺘﻔﺎده ﮔﺮدﯾﺪه اﺳﺖ، همانطور ﮐﻪ ﻣﺸﺎﻫﺪه میگردد ﺳﺎزه ﺑﻬﺴﺎزی ﺷﺪه دارای ﻇﺮﻓﯿﺘﯽ ﺣﺪود 395 kN ﺑﻮده و ﻣﻘﺎﯾﺴﻪ ﻣﻨﺤﻨﯽ ﻇﺮﻓﯿﺖ ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ ﺳﺎزه ﺷﺎﻫﺪ و سازه بهسازی ﺷﺪه ﻧﺸﺎن میدهد ﮐﻪ ﺑﻬﺴﺎزی ﺳﺎزه ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از ﺷﺎﺗﮑﺮﯾﺖ ﻇﺮﻓﯿﺖ ﺑﺮﺷﯽ ﺳﺎزه را ﺗﺎ ﺣﺪود 80 درﺻﺪ اﻓﺰاﯾﺶ داده اﺳﺖ.
ﻃﯿﻒ ﻇﺮﻓﯿﺖ و تقاضا
ﯾﮑﯽ از روشهای ﻃﺮاﺣﯽ بر اساس ﻋﻤﻠﮑﺮد، روش ﻃﯿﻒ ﻇﺮﻓﯿﺖ میباشد. روش ﻃﯿﻒ ﻇﺮﻓﯿﺖ در آﻏﺎز باهدف ﺗﻬﯿﻪ ﯾﮏ روش ﺳﺮﯾﻊ ﺑﺮای ارزﯾﺎﺑﯽ سازهها در ﺳﺎل 1975 ﺗﻮﺳﻂ ﻓﺮﯾﻤﻦ ﻣﻌﺮﻓﯽ ﮔﺮدﯾﺪ. ﺑﻌﺪﻫﺎ از اﯾﻦ روش ﺑﺮای اﯾﺠﺎد ارﺗﺒﺎط ﺑﯿﻦ ﺣﺮﮐﺎت زﻣﯿﻦ در زﻟﺰﻟﻪ و عملکردهای مشاهدهشده از ساختمانها ﺗﻮﺳﻂ ﺷﻮرای فنّاوری ﮐﺎرﺑﺮدی (ATC) در ﺳﺎل 1982 اﺳﺘﻔﺎده ﮔﺮدﯾﺪ.
ﺗﺤﻠﯿﻞ غیرخطی اﺳﺘﺎﺗﯿﮑﯽ ﺑﻪ روش ﻃﯿﻒ ﻇﺮﻓﯿﺖ ﻣﺴﺘﻠﺰم ﺗﻌﯿﯿﻦ ﺳﻪ ﻋﺎﻣﻞ میباشد: ﻇﺮﻓﯿﺖ ، ﻧﯿﺎز (ﺗﻘﺎﺿﺎ) و ﻋﻤﻠﮑﺮد. در اداﻣﻪ هرکدام از این ﻋﻮاﻣﻞ بهاختصار ﺷﺮح دادهشده اﺳﺖ:
اﻟﻒ) ﻇﺮﻓﯿﺖ
ﻣﻨﻈﻮر از ﻇﺮﻓﯿﺖ، ﻣﯿﺰان ﺗﻮاﻧﺎﯾﯽ ﺑﺎرﺑﺮی و ﻣﻘﺎوﻣﺖ ﻫﺮﮐﺪام از اﻋﻀﺎی ﺳﺎزه ﯾﺎ مجموعهای از آنها (مثلاً ﯾﮏ ﻗﺎب ﺳﺎﺧﺘﻤﺎن) و ﯾﺎ ﮐﻞ ﺳﺎزه در ﺑﺮاﺑﺮ ﺑﺎرﻫﺎی ﺛﻘﻠﯽ ﯾﺎ ﺟﺎﻧﺒﯽ و ﯾﺎ ﺗﺮﮐﯿﺒﯽ از آنها میباشد. ﻇﺮﻓﯿﺖ ﺑﻪ ﻣﺼﺎﻟﺢ ﻣﺼﺮﻓﯽ و ﺟﺰﺋﯿﺎت اﺟﺮاﺋﯽ ﺳﺎزه ﺑﺴﺘﮕﯽ دارد. درروش ﺗﺤﻠﯿﻞ ﻏﯿﺮﺧﻄﯽ اﺳﺘﺎﺗﯿﮑﯽ، ﯾﮏ ﺳﺮی از تحلیلهای ﻣﻨﻈﻢ ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از رویهم ﮔﺬاری ﺗﻘﺮﯾﺒﯽ دﯾﺎﮔﺮام ﻇﺮﻓﯿﺖ (تغییر مکان- ﻧﯿﺮو) ﺳﺎزه اﺳﺘﻔﺎده میشود. در اﯾﻦ
روش ﻣﺪل رﯾﺎﺿﯽ ﺳﺎﺧﺘﻤﺎن ﺑﻪ ﻋﻠﺖ ﻣﻘﺎوﻣﺖ کاهشیافته ﺑﺮﺧﯽ اﺟﺰای تسلیمشده، اﺻﻼح میشود. ﺑﺎ اﻓﺰاﯾﺶ ﺗﺪرﯾﺠﯽ ﺑﺎر ﺟﺎﻧﺒﯽ، ﻧﻘﺎﻃﯽ از ﺳﺎزه ﮐﻪ در آنها ﺗﺴﻠﯿﻢ رخ میدهد را ﺗﻌﯿﯿﻦ ﮐﺮده، اﯾﻦ ﻣﺮﺣﻠﻪ ﺗﺎ رﺳﯿﺪن ﺑﻪ ﯾﮏ ﺣﺎﻟﺖ ﺣﺪی ﻧﻬﺎﯾﯽ اداﻣﻪ ﺧﻮاﻫﺪ ﯾﺎﻓﺖ. ﺣﺎﻟﺖ ﺣﺪی ﻣﻤﮑﻦ اﺳﺖ ﺑﺮ ﻣﺒﻨﺎی ﻧﺎﭘﺎﯾﺪاری ﻧﺎﺷﯽ از اﺛﺮ -P ﯾﺎ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺷﮑﻞ بیشازحد ﻃﺒﻘﺎت ﺗﻌﺮﯾﻒ ﺷ ﻮد. در ﻗﺴﻤﺖ ﻗﺒﻠﯽ ﻇﺮﻓﯿﺖ ساختمانهای در ﻧﻈﺮ گرفتهشده در اﯾﻦ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از مدلسازی در نرمافزار ﺗﻌﯿﯿﻦ ﮔﺮدﯾﺪ.
ب) ﺗﻘﺎﺿﺎ
ﺣﺮﮐﺎت زﻣﯿﻦ ﻫﻨﮕﺎم رﺧﺪاد ﯾﮏ زﻟﺰﻟﻪ، تغییر مکانهای اﻓﻘﯽ ﭘﯿﭽﯿﺪه ﮐﻪ بازمان ﺗﻐﯿﯿﺮ میکند را به وجود میآورد. اﯾﻦ ﺣﺮﮐﺖ در ﻫﺮ زﻣﺎن ﻧﯿﺎزﻫﺎی ﻃﺮاﺣﯽ سازهها را ﻣﺸﺨﺺ میکند. ﺑﯿﺎن ﺗﻘﺎﺿﺎ ﺑﺮای ﺳﺎﺧﺘﻤﺎن ﺑﺮﺣﺴﺐ ﭘﺎراﻣﺘﺮﻫﺎی ﻃﺮاﺣﯽ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻧﯿﺮوﻫﺎ و ﺗﻐﯿﯿﺮ شکلها اﻧﺠﺎم میگیرد.
ج) ﻋﻤﻠﮑﺮد
بهمحض اﯾﻨﮑﻪ ﻣﻨﺤﻨﯽ ﻇﺮﻓﯿﺖ و ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻣﮑﺎن موردنیاز ﺗﻌﯿﯿﻦ ﺷﺪ، بهوسیله آن میتوآنیک ﮐﻨﺘﺮل ﻋﻤﻠﮑﺮد اﻧﺠﺎم داد بر اساس ﮐﻨﺘﺮل ﻋﻤﻠﮑﺮد، ﺳﻄﺢ ﻋﻤﻠﮑﺮد ﺳﺎﺧﺘﻤﺎن ﺗﻌﯿﯿﻦ میشود و اﻧﺘﻈﺎر میرود ﮐﻪ ﺳﺎﺧﺘﻤﺎن در ﻫﻨﮕﺎم وﻗﻮع زﻟﺰﻟﻪ ﻋﻤﻠﮑﺮدی ﻣﻄﺎﺑﻖ ﺳﻄﺢ موردنظر داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ.در این روش ﻇﺮﻓﯿﺖ ﺑﺎرﺑﺮی ﺳﺎﺧﺘﻤﺎن ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از ﻣﻨﺤﻨﯽ ﻇﺮﻓﯿﺖ ﺑﻪ ﺷﮑﻞ ﺑﺮش ﭘﺎﯾﻪ – تغییر مکان ﺟﺎﻧﺒﯽ ﺑﺎم ﮐﻪ از ﺗﺤﻠﯿﻞ ﻏﯿﺮﺧﻄﯽ اﺳﺘﺎﺗﯿﮑﯽ ﺑﺎ ﺑﺎر ﺟﺎﻧﺒﯽ ﻓﺰاﯾﻨﺪه بهدستآمده، ﺑﯿﺎن میگردد و زﻟﺰﻟﻪ ﻣﻮردﻧﻈﺮ ﺗﻮﺳﻂ ﻃﯿﻒ ﭘﺎﺳﺦ اﻻﺳﺘﯿﮏ ﺑﺎ میرایی 5 درﺻﺪ ﺑﯿﺎن میگردد. ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ اﯾﻨﮑﻪ ﺑﻪ ﻋﻠﺖ ﺑﺮوز رﻓﺘﺎر ﻏﯿﺮﺧﻄﯽ در ﺳﺎزه میرایی اﻓﺰاﯾﺶ مییابد ، ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از ﺿﺮاﯾﺐ ﮐﺎﻫﺶ ﻃﯿﻔﯽ ، ﻃﯿﻒ ﭘﺎﺳﺦ ﺑﺎ میرایی 5 درﺻﺪ ﺑﻪ ﯾﮏ ﻃﯿﻒ کاهشیافته ﺑﺎ میرایی ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺗﺒﺪﯾﻞ میگردد. ﺑﺎ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﻣﻨﺤﻨﯽ ﻇﺮﻓﯿﺖ ﺑﻪ ﺷﮑﻞ ﻣﺸﺎﺑﻪ ﺑﺎ ﻃﯿﻒ ﭘﺎﺳﺦ و رﺳﻢ آنها در ﯾﮏ دﺳﺘﮕﺎه ﻣﺨﺘﺼﺎت واﺣﺪ، راﺑﻄﮥ ﺑﯿﻦ ﻇﺮﻓﯿﺖ و ﻧﯿﺎز ﻣﺸﺨﺺ میگردد. اﮔﺮ ﻃﯿﻒ ﻇﺮﻓﯿﺖ ﺑﺎﻻﺗﺮ از ﻃﯿﻒ ﭘﺎﺳﺦ کاهشیافته(ﻃﯿﻒ ﻧﯿﺎز)ﺑﺎﺷﺪ، ﺳﺎﺧﺘﻤﺎن در زﻟﺰﻟﻪ ﻣﻮردﻧﻈﺮ دﭼﺎر هیچگونه ﺧﺮاﺑﯽ ﻧﺨﻮاﻫﺪ ﺷﺪ. اﮔﺮ دو ﻃﯿﻒ ﻣﺘﻘﺎﻃﻊ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﻣﺤﻞ ﺗﻼﻗﯽ ﺑﯿﺎﻧﮕﺮ ﺳﻄﺢ ﻋﻤﻠﮑﺮدی ﺳﺎزه در برابر زﻟﺰﻟﻪ ﻣﻮردﻧﻈﺮ ﺧﻮاﻫﺪ ﺑﻮد.
ﺗﻬﯿﻪ ﻃﯿﻒ ﻧﯿﺎز(ﺗﻘﺎﺿﺎ)
ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ اﯾﻨﮑﻪ ﺧﺎک ﻣﻮردﻧﻈﺮ در اﯾﻦ ﺗﺤﻘﯿﻖ ﻧﻮع II میباشد ﻣﺸﺨﺼﺎت ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ آن عبارتاند از:1 =S= 1.5 ،I و0.5 = Ts وT0= 0.1 ؛ از ﻃﺮﻓﯽSa ﮐﻪ ﺷﺘﺎب ﻃﯿﻔﯽ میباشد و ﻣﺤﻮر ﻗﺎﺋﻢ ﻃﯿﻒ ﭘﺎﺳﺦ را ﺗﺸﮑﯿﻞ میدهد از راﺑﻄﻪ Sa= A.B به دست میآید ﮐﻪ A ﺷﺘﺎب ﻣﺒﻨﺎی ﻃ ﺮح میباشد ﮐﻪ در اﯾﻦ ﺗﺤﻘﯿﻖ ﺑﺮاﺑﺮ0.35 اﺳﺖ. ﻣﻘﺪارSd ﮐﻪ تغییر مکان ﻃﯿﻔﯽ میباشد و ﻣﺤﻮر اﻓﻘﯽ ﻃﯿ ﻒ ﭘﺎﺳﺦ را ﺗﺸﮑﯿﻞ ﻣ ﯽدﻫﺪ
ﮐﻪ T زﻣﺎن ﺗﻨﺎوب اﺻﻠﯽ ﺳﺎﺧﺘﻤﺎن میباشد و ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ اﯾﻨﮑﻪ ﺳﺎزه موردنظر در اﯾﻦ ﺗﺤﻘﯿﻖ از ﻧﻮع ﺑﻨﺎﯾﯽ میباشد ﻃﯿﻒ ﭘﺎﺳﺦ ﻣﻄﺎﺑﻖ ﺷﮑﻞ زﯾﺮ ﺑﻪ دﺳﺖ میآید.
ﺗﺮﺳﯿﻢ ﻃﯿﻒ ﭘﺎﺳﺦ کاهشیافته و ﺗﻌﯿﯿﻦ ﻧﻘﻄﻪ ﻋﻤﻠﮑﺮد
همانطور ﻋﻨﻮان ﺷﺪ ﺑﺎ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﻣﻨﺤﻨﯽ ﻇﺮﻓﯿﺖ ﺑﻪ ﺷﮑﻞ ﻣﺸﺎﺑﻪ ﺑﺎ ﻃﯿﻒ ﭘﺎﺳﺦ و رﺳﻢ آنها در ﯾﮏ دﺳﺘﮕﺎه ﻣﺨﺘﺼﺎت واﺣﺪ، راﺑﻄﮥ ﺑﯿﻦ ﻇﺮﻓﯿﺖ و ﻧﯿﺎز ﻣﺸﺨﺺ میگردد. اﮔﺮ ﻃﯿﻒ ﻇﺮﻓﯿﺖ ﺑﺎﻻﺗﺮ از ﻃﯿﻒ ﭘﺎﺳﺦ کاهشیافته (ﻃﯿﻒ ﻧﯿﺎز) ﺑﺎﺷﺪ، ﺳﺎﺧﺘﻤﺎن در زﻟﺰﻟﻪ موردنظر دﭼﺎر هیچگونه ﺧﺮاﺑﯽ ﻧﺨﻮاﻫﺪ ﺷﺪ. اﮔﺮ دو ﻃﯿﻒ ﻣﺘﻘﺎﻃﻊ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﻣﺤﻞ ﺗﻼﻗﯽ ﺑﯿﺎﻧﮕﺮ ﺳﻄﺢ ﻋﻤﻠﮑﺮدی ﺳﺎزه در ﺑﺮاﺑﺮ زﻟﺰﻟﻪ ﻣﻮردﻧﻈﺮ ﺧﻮاﻫﺪ ﺑﻮد.
ﻣﺤﺎﺳﺒﻪ ﻣﻘﺪار ﻣﺮﺗﺒﻂ در ﺧﺼﻮص ﺗﻌﯿﯿﻦ ﻃﯿﻒ ﭘﺎﺳﺦ کاهشیافته ﻧﺸﺎن میدهد ﮐﻪ ﺑﺮای سازههای موردنظر ﻃﯿﻒ ﭘﺎﺳﺦ کاهشیافته ﻣﺎ ﻫﻤﺎن ﻃﯿﻒ اوﻟﯿﻪ میباشد و دﻟﯿﻞ ﻋﻤﺪه آنیک ﻃﺒﻘﻪ ﺑﻮدن و ارﺗﻔﺎع ﮐﻢ ﺳﺎزه میباشد ﮐﻪ ﻣﻮﺟﺐ میشود ارﺗﻌﺎﺷﺎت زﻣﯿﻦ ﺑﺎ ﻫﻤﺎن ﻣﺸﺨﺼﺎت اوﻟﯿﻪ از ﺧﺎک ﺑﻪ ﺳﺎزه ﺑﻪ ﻣﺎ اﻋﻤﺎل میشود.
ﻣﻨﺤﻨﯽ ﻃﯿﻒ ﭘﺎﺳﺦ و ﻃﯿﻒ ﻧﯿﺎز ﺑﺮای ﺳﺎﺧﺘﻤﺎن ﺷﺎﻫﺪ در ﺷﮑﻞ 6 ﻧﺸﺎن دادهشده اﺳﺖ ﺑﻪ اﯾﻦ دﻟﯿﻞ ﮐﻪ ﻃﯿﻒ ظرفیت و ﻃﯿ ﻒ ﭘﺎﺳﺦ یکدیگر را قطع نمیکنند، درنتیجه ﻧﻘﻄﻪ ﻋﻤﻠﮑﺮد ﺑﺮای ﺳﺎزه مقاومسازی ﻧﺸﺪه وﺟﻮد ﻧﺪارد و اﯾﻦ ﺧﻮد دﻟﯿﻠﯽ ﺟﻬﺖ مقاومسازی اﯾﻦ ﺳﺎزه ﺧﻮاﻫﺪ ﺑﻮد.

ﻣﻘﺎﯾﺴﻪ ﻃﯿﻒ ﻇﺮﻓﯿﺖ و ﻧﯿﺎز ﺳﺎزه مقاومسازی ﺷﺪه و ﺗﻌﯿﯿﻦ ﻧﻘﻄﻪ ﻋﻤﻠﮑﺮد آن در ﺷﮑﻞ 7 ﻧﺸﺎن دادهشده اﺳﺖ. ﻣﺤﻞ ﺗﻼﻗﯽ ﺑﯿﺎﻧﮕﺮ ﺳﻄﺢ ﻋﻤﻠﮑﺮدی ﺳﺎزه در ﺑﺮاﺑﺮ زﻟﺰﻟﻪ ﻣﻮردﻧﻈﺮ ﺧﻮاﻫﺪ ﺑﻮد.
ﺑﺮ اﺳﺎس ﻣﺸﺎﻫﺪات انجامگرفته در ﺷﮑﻞ 7 و ﻣﻘﺎﯾﺴﻪ ﻧﺘﺎﯾﺞ آن ﺑﺎ ﺷﮑﻞ 6 ﻣﺸﺨﺺ ﮔﺮدﯾﺪ ﮐﻪ ﺑﻬﺴﺎزی ﺳﺎﺧﺘﻤﺎن ﺑﺎ روش ﺷﺎﺗﮑﺮﯾﺖ ﺑﺎﻋﺚ ارﺗﻘﺎی ﺳﻄﺢ ﻋﻤﻠﮑﺮدی ﺳﺎﺧﺘﻤﺎن ﺑﻨﺎﯾﯽ ﻏﯿﺮﻣﺴﻠﺢ ﮔﺮدﯾﺪه اﺳﺖ.

نتیجهگیری
ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺗﺤﻠﯿﻠﯽ ساختمانهای ﺷﺎﻫﺪ و تقویتشده ﺑﺎ ﺷﺎﺗﮑﺮﯾﺖ ﻧﺸﺎن میدهد ﮐﻪ اﺳﺘﻔﺎده از روش ﺷﺎﺗﮑﺮﯾﺖ تأثیر قابلملاحظه ای در اﻓﺰاﯾﺶ ﻇﺮﻓﯿﺖ ﺑﺮﺷﯽ و شکلپذیری ﺳﺎﺧﺘﻤﺎن داﺷﺘﻪ اﺳﺖ. ﺑﺮ اﺳﺎس ﻧﺘﺎﯾﺞ ﻣﺴﺘﺨﺮج در اﯾﻦ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ اﻓﺰاﯾﺶ ﻇﺮﻓﯿﺖ ﺑﺮﺷﯽ ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از ﺑﻬﺴﺎزی ﺑﻪ روش ﺷﺎﺗﮑﺮﯾﺖ تا حدود 80 درﺻﺪ میباشد. از ﻃﺮﻓﯽ در اﯾﻦ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ اﻓﺰاﯾﺶ و ارﺗﻘﺎ ﻇﺮﻓﯿﺖ ﺳﺎزه ﺑﻨﺎﯾﯽ ﻏﯿﺮﻣﺴﻠﺢ ﺑﻬﺴﺎزی ﺷﺪه ﺑﻪ روش ﺷﺎﺗﮑﺮﯾﺖ ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از ﺗﺤﻠﯿﻞ ﻏﯿﺮﺧﻄﯽ ﺑﺎر اﻓﺰون و اﺳﺘﺨﺮاج طیفهای ﻇﺮﻓﯿﺖ و ﻧﯿﺎز اراﺋﻪ و ﻧﺸﺎن داده ﺷﺪ ﮐﻪ ﺳﺎﺧﺘﻤﺎن ﺑﻬﺴﺎزی ﺷﺪه ﺑﺎ روش ﺷﺎﺗﮑﺮﯾﺖ دارای ﻋﻤﻠﮑﺮد بهمراتب بالاتری از ﺳﺎﺧﺘﻤﺎن ﺑﻬﺴﺎزی ﻧﺸﺪه اﺳﺖ.
