وجوه مختلف بهسازی
مقاوم سازی در علم نوین مهندسی عمران به معنای بالا بردن مقاومت یک سازه (ساختمان ) در برابر نیروهای وارده است. امروزه از این اصطلاح بیشتر در مورد نیروی جانبی استفاده میشود.
مقاوم سازی در مورد ساختمانهای از پیش ساخته شده کاربرد داراد..اساساً برای ساختمانهای در حال احداث رعایت اصول و مقررات فنی لازم میباشد و مقاوم سازی معنای خاصی در بر ندارد. لذا لازم است مخاطبین به این امر مهم توجه داشته باشند که وقتی صحبت از مقاوم سازی میشود، در مورد ساختمانهای قدیمی و جدید ساخته شده صحبت میشود و ساختمانهایی که هنوز ساخته نشده اند در این مقوله مورد بررسی قرار نمیگیرند. در این مقاله ابتدا به بررسی وجوه مختلف بهسازی پرداخته میشود.
سپس ضرورت انجام عملیات مقاوم سازی و به طور عام تر بهسازی مورد بحث قرار میگیرد و در پایان به بررسی روشها و هزینه های مربوط به انجام عملیات بهسازی پرداخته میشود.
از دیدگاه علمیاصطلاح مقاوم سازی به طور قطع بالا بردن مقاومت در برابر نیروی زلزله نیست. بلکه منظور بهبود عملکرد اجزاء سازه (ساختمان) در برابر نیروی زلزله است.
به همین دلیل اصطلاح بهسازی و در حالت خاص برای نیروی زلزله، بهسازی لرزه ای اصطلاح درست تری است. بهسازی در لغت به مفهوم اصلاح و اعاده وضع چیزی و در صنعت ساختمان به مفهوم احیا یا افزودن قابلیت بهره برداری ساختمان و افزایش طول عمر مفید آن است.
به عبارت دقیق تر بهسازی به مجموعه تمهیدات و عملیاتی گفته میشود که قابلیت انجام وظیفه یا وظایفی را در ساختمان ایجاد میکند که سازه در وضع موجود قادر به انجام تمام و کمال آنها نیست.
بشر کنونی نمی تواند از وقوع زلزله جلوگیری نماید. اما میتواند با بکار گیری یکسری روشها از بوجود آمدن خسارات مالی و فجایع انسانی و همچنین آسیب هایی که ممکن است در طولانی مدت در اثر وقوع زلزله بوجود آید جلوگیری نماید. یکی از این روشها مقاوم سازی سازه ها در برابر زلزله است.
فن ترمیم، تعمیر و تقویت ساختمانها و سازه های آنها برای جوابگویی به یکی از نیاز های اصلی انسانها یعنی نیاز به احساس ایمنی همزمان با فن ساختمان سازی بوجود آمده، پا به پای آن تغییر و تحول یافته، رشد کرده و به همان قدمت ساختن است.
برای دستیابی به این ایمنی است که در مورد هر ساختمان در ابتدای امر سعی میشود با کمک گرفتن از علوم و ضوابط مهندسی و به ازاء صرف حداقل وقت و هزینه، میزان معینی از عملکرد مطلوب ایمنی و پایایی تامین گردد و هرگاه به دلیل:
- عدم ارزیابی صحیح بارها و سایر عوامل موثر بر ساختمان و یا اثرات آنها
- بدی کیفیت مصالح مصرفی و یا بدی اجرا
- اثر عوامل محیطی یا خورندگی
- عاملهای پیش بینی نشده یا استثنایی نظیر انفجار
مشخصه های مورد نظر از حدی که برای انجام وظیفه سازه ضرورت دارد، تنزل نماید، از طریق ترمیم، تعمیر و تقویت، وضع ساختمان را بهبود بخشیده و به سطحی بالاتر از سطح وظیفه ارتقا میدهند.
گاه ممکن است پس از اجرای ساختمان، وظیفه سنگین تری از سازه خواسته شود و بالا رفتن سطح وظیفه تقویت سازه ساختمان را ایجاب نماید.
در واقع برای هر ساختمان، در ابتدای طرح و محاسبه یک حاشیه ایمنی (حد فاصل بین تنشهای مربوط به سطح وظیفه و حد طراحی ) در نظر گرفته میشود که کیفیت اجرا در آن نقش تعیین کننده داشته، آنرا مشروط می سازد.
به عبارت دیگر در ابتدای امر که هنوز ساختمانی موجود نیست و فقط روی مدل ریاضی و مصالح آن کار میشود، اگر مشخصات مصالح مصرفی مناسب و روش اجرا صحیح اختیار شود، میسر است که عرض مورد نظر برای حاشیه ایمنی به آسانی تامین و حفظ شود.
ولی اگر کیفیت مصالح نازل و اجرا بد باشد، ممکن است عرض حاشیه ایمنی از همان ابتدا از مقدار مطلوب کمتر بوده و در طول زمان به سرعت تقلیل یابد. حتی اگر صرفنظر از کیفیت اجرا، حاشیه ایمنی را ثابت فرض کنیم و آستانه ای برای حداقل ایمنی منظور نماییم به دلیل پیر شدن تدریجی مصالح، و اجزای متشکله ساختمان، حاشیه ایمنی آن رفته رفته باریکتر میشود و در انتهای عمر مفید ساختمان عرض حاشیه ایمنی به صفر میرسد.
برای جلوگیری از بروز پیشرس نارسائیها، معمولا به نگهداری ساختمان مبادرت میشود. ولی پس از بروز آنها بسته به گستره و اهمیت نارسائیها و خرابیها و شدت و ضعف آنها، باید به عملیات ترمیم، تعمیر و تقویت اقدام گردد و اگر شدت خرابیها از حدی بیشتر باشد، ممکن است بازسازی تمام یا قسمتی از ساختمان ضرورت یابد.
بویژه امروزه در کشورهای در حال توسعه که امر ساختمان از اولویت خاصی برخوردار است و ساختمان سازی با سرعت چشمگیری توسعه مییابد، کمبود افراد ذیصلاح، ضعف در شناخت مسائل بنیادی فن ساختمان، عدم یا نقص ضوابط، معیارها و مقررات مربوط به ساختمان سازی، عدم رعایت ضوابط، معیارها و مقررات موجود، ضعف مهارت کارگران و تکنسین ها و ضعف کیفیت کار دست به دست هم داده و باعث میشوند که در مدت زمان کوتاهی پس از اتمام کار، ساختمانها کهنه شوند و رفع نارساییهای آنها ضرورت پیدا نماید.
ضرورت بهسازی
بهسازی، ضرورتی برای مقابله با اثر فرساینده زمان
به طور بدیهی، هیچ چیز در جهان ابدی نیست و عمر مفیدی دارد که طی آن در اثر مرور زمان یا علل دیگر فروپایگی پیدا کرده و بالاخره از حیز انتفاع میافتد. ساخته های دست بشر از جمله ساختمان ها، مصالح وفرآورده های ساختمانی هم از این قاعده مستثنی نیستد.
عمر مفید ساختمان ها به عوامل مختلفی از جمله کیفیت طرح، کیفیت اجرا (که خود تابع کیفیت مصالح و کیفیت کاربرد آنهاست )، کیفیت رویارویی با شرایط محیطی، کیفیت بهره برداری و بالاخره کیفیت نگهداری بستگی دارد. هر چند با طراحی خوب و مناسب با شرایط محیطی، با اجرای خوب و بهره برداری و نگهداری صحیح میتوان پدیدار شدن فروپایگی را به تاخیر انداخت و عمر مفید را طولانی تر کرد، ولی در نهایت ازعوارض پیری و فرسودگی گریزی نیست. به عبارت دیگر نمیتوان چیزی ساخت که فروپایگی پیدا نکند ولی میتوان با رعایت نکات فنی سرعت و دامنه فروپایگی را کاهش داد.
با توجه به مطالب فوق و با عنایت به این که هر ساختمان باید ویژگی های حداقلی را دارا باشد تا بتواند مورد بهره برداری قرار گیرد، در طراحی ساختمان ها برای آنها یک سطح وظیفه در نظر میگیرند که متضمن ویژگی ها و قابلیت های حداقل مورد نیاز است. ولی برای اینکه با گذشت زمان و با وارد شدن اندک خدشه ای، ساختمان قابلیت بهره برداری خود را از دست ندهد، طراحی در سطح بالاتری انجام میپذیرد که اصطلاحا به آن سطح طراحی گفته میشود و فاصه بین سطح وظیفه و سطح طراحی، حاشیه ایمنی نام دارد.
با گذشت زمان به تدریج ویژگی های ساخمان تقلیل یافته و حاشیه ایمنی آن باریکتر میشود و وقتی این ویژگی ها به سطح وظیفه رسیده و از آن تنزل نمود، عمرمفید ساختمان به پایان میرسد و ساختمان از حیز انتفاع میافتد.
ضرورت بهسازی از دیدگاه سوانح و حوادث
احتمال تقلیل قابلیت ساختمان در اثر سوانح و حوادث را نیز نباید از نظر دور داشت. گاه اتفاق میافتد که ساختمان در اثر زلزله، جاری شدن سیل و یا بروز یک آتش سوزی یا مشابهات آنها کیفیت مطلوب خود را از دست میدهد و حاشیه ایمنی آن باریکتر میشود وحتی ممکن است ساختمان به طورکامل غیر قابل بهره برداری گردد.
بهسازی، شغلی با قدمت
میدانیم که به عنوان یک اصل ، انسان حاضر نیست آنچه را که به زحمت به دست میآورد به سادگی ازدست بدهد و کوشش میکند حتی المقدور جلو فروپایگی را گرفته و با جبران فروپایگی های احتمالی واز طریق رفع آنها، یعنی بهسازی، عمر مفید آنچه را در اختیار دارد افزوده و از آن به نحو احسن و بهینه استفاده کند. این حکم کلی، شامل حال ساختمان ها هم میشود.
این تلاش و کوشش انسان، در گذشته برای حفظ فضا های زیست و کار جریان داشته و امروز نیز جریان دارد و به همین ترتیب میتوان پذیرفت که بهسازی همزاد ساختن است، یعنی از موقعی که انسان یاد گرفت برای خود سرپناهی بسازد، پا به پای آن، بهسازی را هم فرا گرفت. چه وقتی انسان هنوز ساختن را نمیدانست و از غارها و مامن های طبیعی برای زندگی و حفاظت خود در برابر عوامل جوی و حیوانات استفاده میکرد، به تدریج بهسازی این فضا ها را یاد گرفته بود.
نقاشی های موجود بر دیوارهای غارهایی را که محل سکونت انسان های اولیه بوده اند، علاوه بر آثار هنری باقیمانده از آن دوران، میتوان نوعی بهسازی تلقی نمود که به منظور مطلوب کردن فضای زیستی به عمل آمده است.
به عنوان جمله معترضه میتوان گفت که اگرساختن را فن تلقی کنیم، بهسازی نوعی هنر است، همانطور که اگر خیاطی را فن بدانیم، رفوگری هنر است و رفوگری قالی هنر اندر هنر است، زیرا قالیبافی خود فن و هنر توامان میباشد. این هنر بهسازی با زندگی انسان عجین بوده و برای پاسخگویی به یک نیاز غریزی انسان، که احساس آرامش و امنیت است به وجود آمده و تا به امروز هم نقش خود را از دست نداده است.
ضرورت بهسازی از لحاظ حفظ محیط زیست
امروزه مساله بهسازی از دیدگاه حفظ محیط زیست هم یک ضرورت تلقی میشود، زیرا ریختن نخاله حاصل از تخریب هر ساختمان و برداشتن مصالح از منابع محدود کره خاکی ما برای ساختن ساختمانی به جای آنچه تخریب شده، به محیط زیست آسیب میرساند و با اقدام به بهسازی میتوان ساختمان های تخریبی و در نتیجه حجم نخاله حاصل از تخریب و حجم مصالح لازم برای بازسازی و نوسازی را کاست و به این ترتیب به حفظ محیط زیست کمک نمود.
ضرورت بهسازی از دیدگاه طراحی ساختمان ها در برابر زلزله
در نسل جدید آیین نامه های طراحی ساختمانها در برابر زلزله، تصریح میشود که ایمنی در برابر زلزله امری نسبی و با رعایت ضوابط و قیود آیین نامه ای نمیتوان به ایمنی مطلق در برابر زلزله دست یافت به طوری که در هیچ زلزله ای هیچ سازه و ساختمانی، هیچگونه آسیبی نبیند و با عنایت به اینکه:
- یک زلزله با بزرگی مشخص، در نقاط مختلف، شدتهای مختلفی دارد و بزرگترین شدتها در منطقه ای بسیار محدود، حول مرکز زلزله پدیدار میشوند و بتدریج که از این منطقه دور میشویم، شدت زلزله به سرعت کاهش مییابد(مگر در محل گسل )
- هزینه ایمن سازی ساختمانها و سازه آنها در برابر زلزله با تقلیل احتمال آسیب دیدن ساختمان و سازه، به صورت تصاعدی افزایش مییابد.
- هنوز نمیتوان نیروهای زلزله را با دقت ریاضی برآورد کرد.
- با دانش امروز بشر، به صفر رساندن احتمال آسیب دیدن ساختمانها از زلزله، حتی با هزینه های غیر معقول، غیر ممکن است.زیرا نیرویی که کوه های پر صلابت و پوسته زمین را میشکافد، میتواند همه تمهیدات را بی اثر سازد.
- حتی اگر بتوانیم نیروهای زلزله را کاملا دقیق برآورد کرده و با صرف هزینه های هنگفت، احتمال آسیب دیدن از زلزله را به صفر نزدیک کنیم، تعداد قلیلی ساختمان خواهیم داشت که همه امکانات را بلعیده اند و این با منطق زندگی اجتماعی و امکانات موجود هماهنگی ندارد.
در آیین نامه ها و مقررات جدید طراحی سازه ها و ساختمانها در برابر زلزله، با برداشتی احتمال اندیشانه و با قبول خطر آسیب دیدن بسیار شدید، حتی در هم شکستن کامل کسر کوچکی از ساختمان ها، احتمال حساب شده و مشخصی را برای آسیب دیدن بقیه ساختمان های متعارف، که آنها را ساختمان های خلل پذیر و یا خدشه پذیر (Dissipative) مینامند، میپذیرند و فقط ساختمان های معدودی را، که از لحاظ زندگی اجتماعی، وضع ویژه و اهمیت خاصی دارند یا آسیب دیدن آنها، نظیر مخازن مواد شیمیایی سمیو مهلک یا نیروگاه های اتمی، باعث لطمات گسترده و فراگیر میشود، از ساختمان های متعارف مستثنی میکنند. این نوع ساختمانها را در مقام مقایسه با نوع اول، ساختمانهای خلل ناپذیر (Non dissipative) مینامند که احتمال بروز خرابی در آنها بسیار اندک است، بدون اینکه به صفر برسد.
در این آیین نامه ها به ازای پذیرش احتمال بروز نارسایی در ساختمان ها، شرایط و محدودیت هایی در نظر گرفته میشود که با رعایت آنها میتوان امیدوار بود که در زلزله های شدید، ساختمان ها و سازه آنها در محل هایی از پیش تعیین شده محدودی آسیب ببیند، بدون اینکه در هم شکسته و فرو بریزد، به طوری که جان و مال مردم حفظ شده و بعلاوه با صرف هزینه های معقول و در مدت زمانی متعارف بتوان ساختمان و سازه آنرا بهسازی نموده و دوباره قابل بهره برداری نمود.
به عبارت دیگر در طراحی ساختمان ها در برابر زلزله، میپذیرندکه در موقع زلزله، برخی قسمتها نقشی نظیر نقش فیوز در مدارهای الکتریکی را ایفا کرده و با تحمل آسیب ها، نیروهای زلزله را جذب و مستهلک نمایند و پس از اینکه موج حادثه از سر گذشت، این قسمت ها بهسازی شده و به حالت قبل از زلزله برگردانده شوند.
این همان مقوله ای است که امروزه تحت عنوان سازه های شکل پذیر (Ductile) در آیین نامه ها وارد شده و پذیرفته اند که در زلزله های شدید، در نقاط مشخصی از سازه ساختمان ها، مفصلهای خمیری تشکیل شوند و بخش عمده انرژی ناشی از زلزله را با تغییر شکل های خمیری مستهلک نمایند.
اما این قسمت ها طوری باشند که بسادگی بتوان آنها را بهسازی کرد. به این ترتیب، بهسازی به عنوان جزء لاینفک طراحی سازه ها در برابر زلزله در آمده و از این دیدگاه هم یک ضرورت تلقی میشود نه یک تفنن!
بهسازی، ضرورت زمان
میدانیم که روز به روز به حجم و عمر ساختمان ها (شامل پلهل و تمام تاسیسات زیربنایی ) که از دیدگاه اقتصادی بسیار با ارزشند و بخش عمده ای از ثروت ملی کشورها را تشکیل میدهند، افزوده میشود، ولی امکانات لازم برای جایگزینی آنها به همان نسبت افزایش نمییابد. با توجه به این واقعیت، عده ای معتقدند که با کم شدن آهنگ رشد جمعیت و میل کردن آن به سمت صفر در کشورهای توسعه یافته، آغاز قرن بیست و یکم با کاهش ساخت و ساز و افزایش بهسازی آنچه فعلا موجود است، همراه خواهد بود.
بهسازی و جلوگیری از آسیب های اجتماعی و بزهکاری پس از وقوع زلزله
با بررسی دقیق آسیب های اجتماعی و بزهکاری جوانان پس از زلزله و ترسیم آن برای افراد جامعه میتوان حس لزوم بهسازی را در آنها تقویت نمود. نتایج تحقیقات انجام شده پس از زلزله بم نشان دهنده آنست که انطباق خوبی مابین اطلاعات کتابخانه ای و مشاهدات و برداشتهای مربوطه در این زمینه وجود دارد. با توجه به اینکه تبعات پس از زلزله ناشی از آثار روحی روانی میتواند تا مدتها جامعه را تحت تاثیر قرار دهد، از اینرو میتوان با انجام بهسازی آسیب های اجتماعی و بزهکاری جوانان پس از زلزله را تا حدود قابل توجهی در جامعه کاهش داد.
جلوگیری از اختلالات روانی و استرس در افراد بحران زده از طریق بهسازی و مدیریت قبل از بحران
اگرچه تلاش متخصصان پزشکی در گذشته توانست انواع بیماریهای فراگیر را ریشه کن کند و جان ده ها هزار انسان را نجات دهد، امروزه باید این انگیزه در جامعه مهندسی ایجاد شود تا با بکارگیری انواع روش های بهسازی بتوان علاوه بر نجات جان انسانها، از طیف گسترده ای از مشکلات روحی روانی که پس از وقوع زلزله بروز میکنند جلوگیری نمود. سازندگی، آبادانی و بازگشت به زندگی عادی از مهمترین نیازهای یک جامعه زلزله زده میباشد. اما همانطور که مطالعات نشان میدهد، اختلالات روانی و استرس از انجام مطلوب این فعالیتها جلوگیری مینماید.
چه ساختمانهایی نیاز به مقاوم سازی دارند و مقاوم سازی وظیفه چه کسانی است؟
پاسخ به این سؤال از دو دیدگاه علمیو عملی قابل تأمل است. از دیدگاه علمیتمام ساختمان هایی که بر اساس اصول وضوابط حال حاضر
آیین نامه های طراحی ساختمان ها اجرا نشده اند نیاز به مقاوم سازی دارند، که خود دو دسته اند:
- آنهایی که قبل از تدوین آیین نامه های مربوط طراحی و اجرا شده اند و در زمان اجرای آنها آیین نامه ها و مقررات مورد نیاز در کشور وجود نداشت.
- آنهایی که در سالهای اخیر ساخته شده اند اما متاسفانه به دلیل قصور کارفرمایان و عدم اطلاع آنها از اصول ساخت و ساز، دست مهندسان متعهد را از کار کوتاه کرده (و میکنند) و به همین دلیل مسائل فنی لازم رعایت نمیشود و یا به دلیل عدم دسترسی به مصالح و دانش فنی مناسب (در روستاها و مناطق دور افتاده ) امکان رعایت اصول فنی وجود ندارد. از دیدگاه عملی، امکان مقاوم سازی تمام اینگونه ساختمانها به لحاظ زمان، هزینه و راهکار اجرایی وجود ندارد، چرا که به این ترتیب تقریبا باید تمام کشور را دوباره ساخت. بنابراین باید مقاوم سازی را محدودتر کرد.
تقسیم بندی انواع ساختمانها
- ساختمانهای حیاتی که به دلیل نوع کاربری و استفاده ای که دارند امکان انتقال تجهیزات را نداشته و از طرفی باید عملکرد خود را بعد از زلزله نیز حفظ کنند، مانند مراکز درمانی، ایستگاه های مخابراتی و تلویزیونی، مراکز امنیتی، پالایشگاه ها و…..
- ساختمانهایی که در حال حاضر شرایط خاصی ندارند اما بعد از زلزله به عنوان مراکز خدماتی و کمک رسانی مورد نیاز میباشند و لازم است حتما سرپا باشند مانند برخی سوله ها، مساجد، مدارس، مراکز مدیریت کلان، مراکز مدیریت بحران و…..
- ساختمانهایی که قبل و بعد از زلزله اهمیت خاصی ندارند ولی در صورت آسیب تلفات جانی زیادی در پی خواهد داشت، مانند مراکز عمومی، استادیوم، برج ها و…..
- ساختمانهای معمولی که هیچ کدام از موارد فوق را شامل نمیشود، مانند منازل مسکونی، ساختمانهای اداری و تجاری معمولی و…
اهمیت و نیاز مقاوم سازی از دیدگاه کلان به ترتیب از شماره یک آغاز و تا شماره چهار کاهش پیدا میکند.مقاوم سازی دسته یک و دو کاملا به عهده و وظیفه دولت میباشد. دسته سوم بین دولت و کارفرمایان خصوصی (مردم ) مشترک بوده و دسته چهارم کاملا به عهده مردم میباشد.
نکته مهم در اینجاست که در مقاوم سازی دسته یک و دو تقریبا تاثیر مستقیم در کاهش تلفات زلزله نداشته و تنها مقاوم سازی دسته سه و چهار است که در کاهش مستقیم تلفات زلزله نقش دارند.اما بدیهی است که هزینه و زمان لازم برای مقاوم سازی دسته سه و چهار به قدری زیاد است که عملا این امر را غیر ممکن ساخته و به همین دلیل است که توجه دولت به دسته یک و دو و در موارد کمیبه دسته سوم معطوف شده است. در نتیجه به اینجا میرسیم که در حال حاضر که دولت دست به کار مقاوم سازی شده است باید توجه خود را معطوف به ساختمان هایی بکند که یا در دسته یک هستند و یا در دسته دو، و مقاوم سازی ساختمان ها و مراکز شخصی به عهده خود افراد است و دولصت رفاً میتواند تسهیلات و قوانین لازم را در اختیار قرار دهد.
روش و هزینه انجام مقاوم سازی
در حال حاضر در کشور ما تنها مرجع مقاوم سازی دستورالعملی است که توسط سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور با همکاری پژوهشگاه بین المللی زلزله شناسی و مهندسی زلزله، تحت عنوان دستورالعمل بهسازی لرزه ای ساختمانهای موجود تدوین شده است.
متأسفانه روش اجرای این دستورالعمل هنوز به طور کامل برای کارشناسانی که از آن استفاده میکنند مشخص نیست و هنوز مراکز مختلف در خصوص نحوه استفاده از آن توافق ندارند و متخصصان امر به سلیقه خود آن را اجرا مینمایند.هرچند سازمان مدیریت با برگزاری دوره هایی سعی دارد آموزش های لازم را به کارشناسان بدهد،ولی برای ساختمانهای شخصی هنوز تجربه مقاوم سازی کاملی وجود ندارد. اگرچه مراجعه به مهندسانی قکبه لاً این کار را در پروژه های دولتی انجام داده اند میتواند مفید باشد.
مراحل انجام مقاوم سازی
- ابتدا بازرسی از ساختمان و ارزیابی اولیه و کیفی انجام میشود.
- بازرسی کامل و مطالعات کمی:در این مرحله احتمالا انجام برخی آزمایشات یا کنده کاری ها در ساختمان ضروری است.در این مرحله نیاز یا عدم نیاز ساختمان به مقاوم سازی مشخص میشود.
- ارائه طرح مقاوم سازی:پس از انجام مطالعات کمیو درصورت نیاز، طرح مقاوم سازی ساختمان به صورت نقشه و دستور کار ارائه می شود.
اجرای طرح مقاوم سازی
ممکن است در این مرحله برخی از قسمتهای ساختمان به صورت موقت تخلیه شود. در ساختمانهای شخصی بسته به نوع ساختمان و تعداد طبقات و… ممکن است نیاز به تخلیه کامل ساختمان باشد.
هزینه انجام مقاوم سازی سه قسمت است:
- هزینه مراحل یک و دو فوق که تقریبا برابر هزینه طراحی مجدد ساختمان است.
- هزینه مرحله سوم بسته به نوع ساختمان و نوع مقاوم سازی مورد نیاز متغیر است و ممکن است از یک تا چند برابر هزینه طراحی ساختمان باشد.
- هزینه اجرا:کاملا بستگی به طرح مقاوم سازی دارد ولی معمولا هزینه این کار نسبت به همان مقدار عملیات اجرایی در ساختمانهای در حال ساخت بیشتر است.
حد قابل اطمینان نتایج مقاوم سازی
در اینجا نکته ای وجود دارد که شاه کلید بسیاری از مشکلات ساختمان سازی کشور ما است.به طور کلی از دیدگاه کارشناسی در سطح بالایی میتوان به نتایج کار مقاوم سازی اطمینان داشت، مخصوصا در ساختمانهای معمولی، چرا که هدف از مقاو م سازی در اینگونه ساختمانها صرفا ایمنی جانی است و دستیابی به این هدف بسیار سهلتر از دستیابی به اهداف مقاوم سازی در ساختمانی مانند مخابرات است که در آن تمام دستگاه ها و سیستم های پیشرفته و حساس نیز باید در حین و بعد از زلزله به کار خود ادامه دهند.
سوالی که در اینجا مطرح میشود این است که چرا با وجود اینکه مهندسان و پیمانکاران و کارفرمایان تغییری نمیکنند، طراحی و اجرای ساختمانمهعمولاً غیر ایمن است اما به مقاوم سازی میتوان تا حد زیادی مطمئن بود؟ پاسخ در اینجاست که به دلیل علمی بودن و تخصصی بودن و از همه مهمتر جدید بودن بحث مقاوم سازی، کارفرمایان و پیمانکاران هیچگونه ادعایی مبنی بر مهارت تجربی در این زمینه ندارند و کار در دست مهندسان واقعی است و علاوه بر آن کارفرمایانی به مقاوم سازی دست میزنند که حساسیت خاصی به این موضوعات قائل هستند و این باعث میشود مهندسان راحتتر کار خود را انجام دهند. در حالی که در ساختمان سازی که آن هم کاری بسیار علمیو دقیق است، متأسفانه به غیر از مهندسان، همه مدعی هستند و حاصل کار را میبینیم.
نتایج طرحهای مقاوم سازی دولتی
همانطور که پیشتر نیز به آن اشاره شد، طرح های مقاوم سازی دولتی هیچ تأثیری در کاهش خسارات و تلفات زلزله ندارد و تنها دو نتیجه عمده را در بر خواهند داشت:اول افزایش قدرت رویارویی با بحران های پس از زلزله و دوم کاهش خسارات مالی به بدنه دولت. البته تعدادی پروژه های مقابله با زلزله در بخش شریانهای حیاتی در دست انجام است که انجام دادن و به ثمر نشستن آن پروژه ها میتواند تا حدودی به کاهش تلفات جانی و خطرات زلزله منجر شود.
در خصوص طرح های مقاوم سازی دولت باید گفت که انتخاب ساختمان هایی که باید مقاوم سازی شوند بر اساس یک طرح جامع انجام شده و میشود که این طرح از دیدگاه های مدیریت بحران و امداد و نجات بسیار ناقص و معیوب است.به طوری که در عمل گاهی شاهد مقاوم سازی ساختمان هایی هستیم که به نظر نمیرسد در یک طرح جامع و هدفمند نیازی به مقاوم سازی داشته باشند.
نکته ای که بار دیگر نیاز به آن اشاره دارد این است که دولت در حالی دست به مقاوم سازی و صرف بودجه های زیادی در این زمینه میزند که مشکل اساسی شهرهایی مانند تهران آمار بالای تلفات و خسارات در صورت وقوع زلزله است و با این روشها نمیتوان آمار تلفات را کاهش داد. بهتر است همزمان و به صورت موازی بودجه هایی اختصاص داده شوند که بتوانند در زمینه کاهش خسارات جانی نیز مثمر ثمر واقع شوند. البته این بودجه ها باید فراتر از پخش چند برنامه کوتاه تلویزیونی و چاپ چند پوستر و کتاب باشد.
نتیجه گیری
از آنچه گذشت نتیجه میشود که به دلایل مختلف، ترمیم، تعمیر و تقویت سازه ها ضرورت مییابد و به کمک این عملیات می توان از سرعت پیر شدن سازه ها کاسته، از تنزل حاشیه ایمنی و قابلیت بهره برداری آنها جلوگیری نمود و عمر مفیدشان را افزایش داد. اما باید توجه داشت علیرغم اینکه این عملیات کارساز بوده و از طریق انجام آنها افزایش حاشیه ایمنی و تقلیل سرعت پیر و کهنه شدن ساختمان میسر است، ولی به طور کلی، عملیات ترمیم، تعمیر و تقویت و بازسازی عمدتا جنبه زد و خوردی دارد و معمولا بسیار دست و پا گیر، طولانی و پرخرج است و با توجه به اینکه عملیات به عوامل متعددی بستگی دارد، که برخی از عوامل مزبور تا قبل از شروع عملیات اجرایی قابل حدس و شناسایی نیستند، اغلب نمیتوان پیشاپیش مدت زمان لازم برای انجام عملیات و هزینه مربوطه را بدرستی برآورد نمود.
مجموعه این نکات منفی ایجاب مینماید که برخورد با عمیات بهسازی، با احتیاط انجام گیرد و سعی گردد نیاز به عملیات ترمیم، تعمیر و تقویت سازه ساختمانها به حداقل رسانده شود. برای این منظور باید از لحظه شروع طراحی مساله کهنه شدن ساختمان مد نظر باشد.




با سلام و تشکر از ضمیمه خوبتان , ایا امکان بیان منابع را دارید ؟
با سلام و احترام.
پست های آینده با منبع خواهند بود. تمامی مطالب مستند هستند و در صورت نیاز به اطلاعات تکمیلی خوشحال می شویم با ما تماس بگیرید.