میانقاب چیست؟ انواع دیوار میانقاب و تاثیر آن بر رفتار لرزه ای ساختمان

میانقاب
  • تحریریه مقاوم‌سازی افزیر
  • اجزای غیرسازه‌ای
  • مدت زمان خواندن مقاله: 12 دقیقه
  • 0 نظر
  • شناسه مقاله: 40228

در یک ساختمان بتن‌آرمه یا فولادی، دیوارهای آجری و بلوکی معمولاً برای جداسازی فضاهای داخلی یا تشکیل پوسته خارجی اجرا می‌شوند؛ اما اگر این دیوارها بدون درز جداسازی، به تیرها و ستون‌های اطراف متصل باشند، هنگام زلزله صرفاً یک جزء معماری نیستند. برای مثال، دو ساختمان با قاب‌های سازه‌ای مشابه ممکن است به دلیل تفاوت در تعداد، محل و نحوه اجرای دیوارهای پرکننده، سختی جانبی و الگوی تغییر شکل متفاوتی داشته باشند. حتی وجود دیوار در یک دهانه و نبود آن در دهانه مجاور می‌تواند توزیع نیروهای داخلی و احتمال آسیب موضعی ستون‌ها را تغییر دهد.

این دیوارها در مهندسی سازه با عنوان میانقاب شناخته می‌شوند. شناخت رفتار میانقاب برای مهندسان محاسب، طراحان و مجریان اهمیت دارد؛ زیرا فرض حذف اثر دیوار از تحلیل سازه، در حالی که در عمل با قاب درگیر است، می‌تواند به برآورد نادرست پاسخ لرزه‌ای منجر شود. از سوی دیگر، اگر هدف آن باشد که دیوار در سختی سازه مشارکت نکند، باید جزئیات اجرایی آن به‌گونه‌ای طراحی شود که حرکت نسبی قاب و دیوار امکان‌پذیر باشد.

در این مقاله، تعریف و انواع دیوار میانقاب، تفاوت آن با دیوار جداشده از قاب، شرایط لازم برای عملکرد میانقابی، ضوابط بازشوها و روش‌های مدل‌سازی این دیوارها بررسی می‌شود. همچنین، نقش راهکارهایی مانند دیوار غیر سازه‌ای در تفکیک رفتار اجزای معماری از سیستم باربر ساختمان توضیح داده خواهد شد.

میانقاب افزیر

دیوار میانقاب چیست؟

میانقاب (Infill Wall) به دیواری گفته می‌شود که فضای یک دهانه از قاب سازه‌ای را به‌طور کامل پر می‌کند و از اطراف به تیرها و ستون‌های قاب محدود شده است. این تعریف، در اصل بر وضعیت قرارگیری دیوار و نحوه تماس آن با قاب تأکید دارد؛ بنابراین، صرف استفاده از آجر یا بلوک برای ساخت یک دیوار، به معنای میانقاب بودن آن نیست.

دیوار میانقاب معمولاً برای تقسیم‌بندی فضاها یا ایجاد جداره خارجی ساختمان ساخته می‌شود و در طبقه‌بندی معماری، در گروه اجزای غیرسازه‌ای قرار می‌گیرد. بااین‌حال، اگر میان دیوار و قاب جداسازی حرکتی مؤثری وجود نداشته باشد، تماس آن‌ها می‌تواند موجب انتقال نیرو و مشارکت دیوار در مقاومت و سختی جانبی ساختمان شود. در این وضعیت، رفتار دیوار باید متناسب با شرایط واقعی اجرا در تحلیل سازه لحاظ شود؛ موضوعی که در ضوابط لرزه‌ای، از جمله پیوست ششم استاندارد 2800، در بررسی اثر میانقاب‌ها بر رفتار ساختمان مورد توجه قرار گرفته است. این تمایز، مبنای تفکیک دیوارهای میانقابی از دیوارهای جداشده از قاب در ضوابط لرزه‌ای است.

نکته مهم آن است که میانقاب لزوماً عضو باربر اصلی ساختمان محسوب نمی‌شود. ستون‌ها، تیرها و سیستم باربر جانبی همچنان وظیفه اصلی تحمل بارهای سازه‌ای را بر عهده دارند؛ اما میانقاب می‌تواند مسیر انتقال نیرو را تغییر دهد و بر پاسخ کلی ساختمان اثر بگذارد.

تفاوت دیوار میانقاب و دیوار جداشده از قاب سازه‌ای چیست؟

تفاوت اصلی این دو نوع دیوار در نحوه اتصال به قاب و میزان مشارکت آن‌ها در رفتار جانبی ساختمان است. دیوار میانقاب با تیرها و ستون‌های پیرامونی در تماس است و در اثر تغییر شکل قاب می‌تواند نیروهای قابل‌توجهی دریافت کند. در مقابل، دیوار جداشده از قاب با پیش‌بینی درزهای مناسب و اتصالات طراحی‌شده، به شکلی اجرا می‌شود که در محدوده تغییرمکان‌های مورد انتظار، سختی جانبی سازه را به‌طور ناخواسته تغییر ندهد.

برای جداسازی صحیح دیوار، تنها ایجاد فاصله از ستون‌ها کافی نیست؛ درز بالای دیوار، نحوه مهار خارج از صفحه و قابلیت حرکت اتصالات نیز باید بررسی شود. در این زمینه، وال پست و وال مش از جمله راهکارهایی هستند که بسته به نوع دیوار و جزئیات طراحی می‌توانند برای مهار و کنترل رفتار دیوارهای جداشده از قاب به کار روند.

این روش‌ها جایگزین یکدیگر در تمام شرایط نیستند و انتخاب آن‌ها باید با توجه به الزامات طراحی و اجرا انجام شود.جدول زیر تفاوت‌های عملکردی این دو سیستم را نشان می‌دهد:

معیار مقایسه دیوار میانقاب دیوار جداشده از قاب
وضعیت تماس با تیر و ستون تماس مستقیم و امکان انتقال نیرو وجود فاصله جداسازی و اتصالات متناسب با حرکت نسبی
اثر بر سختی جانبی می‌تواند سختی جانبی مؤثر را افزایش دهد با هدف جلوگیری از مشارکت ناخواسته در سختی قاب طراحی می‌شود
نحوه تحلیل سازه در صورت تحقق شرایط لازم، اثر میانقابی باید لحاظ شود اثر مشارکت میانقابی معمولاً منظور نمی‌شود؛ مشروط به تأمین واقعی جداسازی
نیروهای وارد بر دیوار نیروهای ناشی از اندرکنش قاب و دیوار، علاوه بر بارهای خارج از صفحه نیروهای خارج از صفحه و نیروهای منتقل‌شده از اتصالات
جزئیات اجرایی تماس دیوار و قاب و کیفیت اتصال اهمیت دارد درزهای حرکتی، مهار خارج از صفحه و جزئیات اتصال اهمیت دارد
پیامد اجرای نادرست تمرکز نیرو، ترک‌خوردگی و احتمال آسیب موضعی قاب انتقال ناخواسته نیرو به قاب یا ناپایداری دیوار در خارج از صفحه

چرا میانقاب در عملکرد لرزه‌ای ساختمان اهمیت دارد؟

با وجود آنکه دیوار میانقاب در گروه اجزای غیرسازه‌ای معماری قرار می‌گیرد، تماس آن با قاب می‌تواند رفتار سازه را هنگام زلزله تغییر دهد. دلیل این موضوع، اندرکنش میان دیوار و قاب تحت تغییرمکان‌های جانبی است. در اثر حرکت نسبی طبقات، دیوار ممکن است در بخش‌هایی تحت فشار قرار گیرد و نیروهای تماسی به تیرها و ستون‌ها منتقل کند.

مهم‌ترین آثار میانقاب بر رفتار لرزه‌ای عبارت‌اند از:

  • تغییر سختی جانبی: حضور دیوار معمولاً سختی اولیه قاب را افزایش می‌دهد و می‌تواند دوره تناوب طبیعی ساختمان را تغییر دهد.
  • تغییر توزیع نیروها: با تغییر سختی نسبی دهانه‌ها، سهم اعضای مختلف از نیروهای جانبی نیز ممکن است تغییر کند.
  • ایجاد نیروهای موضعی در ستون‌ها: تماس میانقاب با ستون می‌تواند نیروهای برشی و اثرات موضعی ایجاد کند که در مدل قاب بدون دیوار دیده نمی‌شوند.
  • تغییر الگوی تغییرشکل طبقات: توزیع نامتقارن دیوارها در ارتفاع یا پلان می‌تواند باعث نامنظمی سختی و تمرکز تغییرمکان در برخی طبقات شود.
  • آسیب‌دیدگی دیوار و اتصالات: ترک‌های قطری، خردشدگی نواحی تماس و جداشدگی موضعی از جمله آسیب‌های احتمالی هستند.

برای مثال، اگر در طبقات بالایی یک ساختمان تعداد زیادی میانقاب وجود داشته باشد، اما طبقه همکف به دلیل وجود پارکینگ بازتر باشد، تفاوت سختی طبقات می‌تواند به تمرکز تغییرمکان در همکف منجر شود. البته شدت این اثر به سیستم باربر جانبی، هندسه ساختمان، مشخصات دیوارها و نحوه توزیع آن‌ها وابسته است و صرف وجود دیوار به‌تنهایی برای تعیین پاسخ سازه کافی نیست.

ویژگی های میانقاب

انواع دیوار میانقاب مصالح بنایی

دیوارهای مصالح بنایی از نظر نحوه تعامل با قاب به دو گروه اصلی میانقابی و غیرمیانقابی یا جداشده از قاب تقسیم می‌شوند. این دسته‌بندی بر مبنای رفتار و شرایط اتصال است، نه صرفاً جنس مصالح. در محدوده دیوارهای بنایی مورد بررسی در ضوابط مربوط به اثر میانقابی، دیوارهای آجری توپر و سوراخ‌دار و دیوارهای ساخته‌شده از بلوک سیمانی قرار می‌گیرند. دیوارهای بنایی تقویت‌شده با لایه بتن پاشیده‌شده نیز در محدوده مشخص‌شده در ضوابط مربوط قرار می‌گیرند؛ اما نباید این شرایط را بدون بررسی به تمام انواع دیوارهای سنگی، سفالی مجوف، شیشه‌ای یا مصالح دیگر تعمیم داد.

 دیوارهای میانقابی مصالح بنایی

در این گروه، دیوار در تماس با تیرها و ستون‌های پیرامونی اجرا می‌شود و هنگام بارگذاری جانبی، امکان انتقال نیرو میان دیوار و قاب وجود دارد. عملکرد واقعی آن به مشخصات مصالح، ابعاد دهانه، ضخامت دیوار، کیفیت ملات، نحوه اتصال و ظرفیت اعضای قاب وابسته است.

دیوارهای غیرمیانقابی مصالح بنایی

این دیوارها با پیش‌بینی درز جداسازی و اتصالات مناسب، از مشارکت ناخواسته در سختی جانبی قاب بازداشته می‌شوند. در این حالت، طراحی باید امکان تحمل نیروهای خارج از صفحه و حفظ پایداری دیوار را فراهم کند؛ در عین حال، جزئیات اتصال نباید حرکت نسبی مورد انتظار سازه را محدود کند.

این تقسیم‌بندی برای انتخاب مدل تحلیلی اهمیت دارد؛ زیرا مدل مناسب برای یک دیوار بنایی متصل به قاب را نمی‌توان بدون بررسی به دیوار جداشده یا دیواری با مصالح متفاوت تعمیم داد.

گروه دیوار یا مصالح وضعیت در بررسی میانقاب
آجر توپر قابل بررسی به‌عنوان میانقاب مصالح بنایی
آجر سوراخ‌دار قابل بررسی به‌عنوان میانقاب مصالح بنایی
بلوک سیمانی قابل بررسی به‌عنوان میانقاب مصالح بنایی
بنایی تقویت‌شده با شاتکریت در محدوده شرایط تعیین‌شده قابل بررسی است
بلوک سفالی مجوف، سنگ و مصالح دیگر قابل تعمیم خودکار از ضوابط فوق نیست
دیوار جداشده از قاب غیرمیانقابی

شرایط لازم برای عملکرد میانقابی دیوار در ساختمان چیست؟

برای آنکه یک دیوار در تحلیل به‌عنوان میانقاب در نظر گرفته شود، صرف تماس ظاهری با تیر و ستون کافی نیست. هم دیوار و هم قاب پیرامونی باید توانایی تحمل آثار ناشی از اندرکنش را داشته باشند. اگر این شرایط فراهم نباشد، نباید دیوار را صرفاً بر اساس وضعیت هندسی آن یک میانقاب قابل اتکا فرض کرد.

مهم‌ترین شرایط عبارت‌اند از:

  1. مقاومت کافی خارج از صفحه: دیوار باید در برابر نیروهای عمود بر سطح خود پایدار باشد و خطر واژگونی یا جداشدگی کنترل شود.
  2. پیوستگی دیوارچینی: در دیوارهای بنایی، آرایش واحدها و پرشدن مناسب بندهای ملات در عملکرد یکپارچه دیوار مؤثر است.
  3. تماس مناسب با قاب: درزهای ناخواسته میان دیوار و اعضای پیرامونی می‌توانند نحوه انتقال نیرو را تغییر دهند؛ بنابراین، وضعیت تماس باید با فرضیات مدل تحلیلی سازگار باشد.
  4. کفایت تیرها و ستون‌ها: اعضای قاب باید علاوه بر بارهای متعارف، نیروهای ناشی از اندرکنش میانقاب و قاب را نیز تحمل کنند.
  5. سازگاری با سیستم باربر جانبی: در دهانه‌های دارای مهاربند، دیوار نباید مانع عملکرد آزادانه مهاربند شود؛ در چنین شرایطی، نمی‌توان بدون بررسی، اثر میانقابی دیوار را در نظر گرفت.
  6. رعایت محدودیت‌های تغییرمکان: تغییرمکان جانبی نسبی طبقات و محدودیت‌های مرتبط با آن باید با شرایط عملکرد مورد انتظار دیوار سازگار باشد.

اگر هر یک از شرایط ضروری فراهم نباشد، راهکار مناسب ممکن است جداسازی دیوار از قاب باشد. این تصمیم باید پیش از نهایی‌شدن مدل سازه و جزئیات اجرایی گرفته شود تا بین فرضیات محاسباتی و وضعیت واقعی ساختمان تعارض ایجاد نشود.

ضوابط میانقاب‌های دارای بازشو

وجود در و پنجره، رفتار میانقاب را نسبت به دیوار توپر تغییر می‌دهد. بازشو مسیر انتقال نیروهای فشاری را قطع می‌کند و باعث می‌شود نیرو در بخش‌های باقی‌مانده دیوار بازتوزیع شود. به همین دلیل، یک دیوار دارای پنجره را نمی‌توان در تمام شرایط معادل یک دیوار توپر با همان ابعاد در نظر گرفت.

در بررسی میانقاب دارای بازشو، عوامل زیر اهمیت دارند:

  • ابعاد بازشو: افزایش نسبت مساحت بازشو به مساحت کل دیوار معمولاً سختی و مقاومت مؤثر میانقاب را کاهش می‌دهد؛ مقدار کاهش باید با روش تحلیلی مناسب تعیین شود.
  • موقعیت بازشو: بازشوی نزدیک به ستون یا گوشه دیوار ممکن است مسیر انتقال نیرو و میزان تمرکز تنش در نواحی پیرامونی را تغییر دهد.
  • نسبت ابعادی بازشو: شکل و نسبت طول به ارتفاع بازشو بر نحوه توزیع تنش و ترک‌خوردگی اثر می‌گذارد.
  • فاصله بازشو از اعضای قاب: فاصله کم از ستون یا تیر می‌تواند بر نیروهای موضعی و آسیب‌پذیری نواحی مجاور اثر بگذارد.
  • جزئیات اطراف بازشو: نعل‌درگاه، تقویت موضعی، اتصال به قاب و کیفیت اجرای دیوار باید با شرایط طراحی سازگار باشند.

برای نمونه، در دیواری با یک پنجره بزرگ، بخش‌های باریک باقی‌مانده در دو طرف بازشو ممکن است به شکل نامتقارن در انتقال نیرو مشارکت کنند. اگر این وضعیت در تحلیل نادیده گرفته شود، برآورد سختی جانبی یا نیروهای وارد بر ستون‌ها می‌تواند با رفتار واقعی اختلاف داشته باشد.

در مدل‌های ساده، گاهی اثر بازشو با کاهش سختی یا عرض عضو قطری معادل لحاظ می‌شود؛ اما این تقریب برای همه اندازه‌ها و موقعیت‌های بازشو دقت یکسانی ندارد. در مواردی که بازشو بزرگ، نامتقارن یا نزدیک به اعضای حساس قاب است، استفاده از مدل دقیق‌تر یا ارزیابی تخصصی ضرورت پیدا می‌کند. ایجاد بازشوی جدید در دیوار موجود نیز باید با بررسی اثر آن بر رفتار کل سازه انجام شود، نه صرفاً بر اساس ملاحظات معماری.

مدل‌سازی رفتار میانقاب مصالح بنایی در تحلیل سازه چگونه انجام می‌شود؟

مدل‌سازی میانقاب به هدف تحلیل، اهمیت ساختمان، مشخصات مصالح و میزان دقت مورد نیاز بستگی دارد. در روش‌های متداول، رفتار پیچیده اندرکنش دیوار و قاب با مدل‌های ساده‌شده نمایش داده می‌شود تا اثر دیوار بر سختی و مقاومت جانبی سازه قابل ارزیابی باشد.

میانقاب شرکت افزیر

مدل عضو قطری فشاری معادل

یکی از روش‌های رایج، جایگزینی دیوار بنایی با یک عضو قطری فشاری معادل است. مبنای این روش آن است که تحت بار جانبی، میدان اصلی فشار در دیوار به‌صورت تقریبی در امتداد قطر فشاری شکل می‌گیرد. بنابراین، به‌جای مدل‌کردن تک‌تک آجرها، ملات و تماس‌های موضعی، یک عضو معادل در امتداد قطر دهانه تعریف می‌شود.

در چارچوب روش‌های ساده‌شده، مشخصات این عضو با توجه به هندسه دیوار، ضخامت، مدول ارتجاعی مصالح و پارامترهای مؤثر بر اندرکنش تعیین می‌شود. در مدل یک‌طرفه فشاری، عضو هنگام قرارگیری در کشش فعال نمی‌ماند؛ زیرا دیوار بنایی در بسیاری از شرایط، کشش قابل اتکایی در امتداد قطر مقابل تحمل نمی‌کند.

مدل‌های چندعضوی و مدل‌های دقیق‌تر

برای تحلیل‌های پیشرفته‌تر می‌توان از مدل‌های چندعضوی قطری، مدل‌های غیرخطی یا مدل‌سازی اجزای محدود استفاده کرد. این روش‌ها امکان نمایش دقیق‌تر تغییرات سختی، آسیب، رفتار چرخه‌ای و توزیع نیرو را فراهم می‌کنند؛ البته به داده‌های مصالح، پارامترهای رفتاری و زمان محاسباتی بیشتری نیاز دارند.

روش مدل‌سازی نحوه نمایش میانقاب کاربرد مناسب محدودیت مهم
حذف میانقاب از مدل قاب بدون مشارکت دیوار تحلیل می‌شود دیوار واقعاً جداشده از قاب، در صورت تأمین الزامات جداسازی برای دیوار متصل به قاب ممکن است سختی و توزیع نیرو را نادرست برآورد کند
عضو قطری فشاری معادل یک عضو قطری نماینده رفتار کلی دیوار است تحلیل متعارف قاب‌های دارای میانقاب با هندسه و شرایط مشخص رفتار موضعی، ترک‌های پیچیده و اثر بازشوهای خاص را به‌طور کامل نشان نمی‌دهد
مدل چندعضوی قطری مسیرهای فشاری متعدد در دیوار نمایش داده می‌شوند بررسی دقیق‌تر توزیع نیرو و اندرکنش موضعی به تعریف پارامترهای بیشتر نیاز دارد
مدل غیرخطی یا اجزای محدود رفتار مصالح، تماس و آسیب با جزئیات بیشتر شبیه‌سازی می‌شود مطالعات تخصصی، ارزیابی آسیب و مسائل پیچیده هزینه محاسباتی و نیاز به داده‌های معتبر بیشتر است

میانقاب دارای فیوز لغزان و نحوه عملکرد آن

میانقاب دارای فیوز لغزان، به سامانه‌ای گفته می‌شود که در آن جزئیات لغزشی یا اتصالات کنترل‌شده برای کاهش انتقال نیروهای ناخواسته میان دیوار و قاب به کار می‌روند. ایده اصلی این راهکار، مدیریت اندرکنش دیوار و قاب از طریق امکان حرکت نسبی مشخص است؛ به‌گونه‌ای که دیوار ضمن حفظ پایداری مورد نیاز، در برابر تغییرشکل‌های جانبی قاب به‌صورت کنترل‌نشده درگیر نشود.

در یک سامانه لغزشی، عملکرد اتصال به جزئیات طراحی وابسته است. برخی سامانه‌ها امکان لغزش در امتداد مشخصی را فراهم می‌کنند و برخی دیگر از سازوکارهای تعریف‌شده برای کنترل نیرو یا تغییرشکل بهره می‌برند. بنابراین، اصطلاح فیوز لغزان نباید به هر اتصال کشویی یا هر دیوار دارای درز حرکتی تعمیم داده شود؛ عملکرد دقیق آن باید از مشخصات همان سامانه استخراج شود.

مهم‌ترین ملاحظات طراحی این نوع میانقاب عبارت‌اند از:

  • تعیین مسیر حرکت: جهت و مقدار لغزش مجاز باید با تغییرمکان‌های مورد انتظار سازه سازگار باشد.
  • کنترل پایداری خارج از صفحه: امکان لغزش نباید باعث ناپایداری دیوار یا جداشدگی خطرناک آن شود.
  • کنترل نیروی انتقالی: نیروی اصطکاک، ظرفیت اتصال و احتمال قفل‌شدن مکانیزم باید بررسی شود.
  • توجه به بازشوها: وجود در و پنجره می‌تواند نحوه توزیع نیرو و عملکرد سامانه لغزشی را تغییر دهد.
  • هماهنگی تحلیل و اجرا: فرضیات مربوط به لغزش و میزان مشارکت دیوار باید در مدل سازه و نقشه‌های اجرایی یکسان باشند.

کلام پایانی

میانقاب، با وجود قرارگرفتن در گروه اجزای غیرسازه‌ای معماری، می‌تواند بر سختی جانبی، توزیع نیروها و الگوی تغییرشکل ساختمان در هنگام زلزله اثر بگذارد. به همین دلیل، شناخت تفاوت دیوار میانقاب با دیوار جداشده از قاب، پیش‌نیاز انتخاب روش مناسب تحلیل و طراحی است.

در دیوارهای بنایی، نوع مصالح، ابعاد دهانه، کیفیت دیوارچینی، شرایط تماس با قاب و وجود بازشوها از عوامل تعیین‌کننده رفتار هستند. اگر مشارکت میانقاب در سختی سازه مدنظر باشد، باید شرایط لازم برای اندرکنش ایمن دیوار و قاب فراهم شود؛ در مقابل، اگر هدف جداسازی دیوار است، درزهای حرکتی و اتصالات باید امکان تغییرمکان نسبی و مهار خارج از صفحه را تأمین کنند.

در نهایت، انتخاب مدل تحلیلی و جزئیات اجرایی باید بر اساس رفتار مورد انتظار، شرایط واقعی ساختمان و ضوابط معتبر انجام شود. هماهنگی میان طراحی سازه، طراحی دیوار و اجرای صحیح آن، از مهم‌ترین عوامل کاهش آسیب‌های لرزه‌ای ناشی از میانقاب‌ها است.

امتیاز دهید
اشتراک گذاری مقاله:
تیم تحریریه افزیر
تیم تحریریه افزیر

این محتوا توسط تیم مجرب تولید محتوا افزیر تولید و منتشر شده است.

مقالات مرتبط
پرسش و پاسخ
نظر خود را درج کنید..

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *