ما در جامعه شهری زندگی میکنیم و تعاریفی همچون شهر، روستا، قصبه را به کار میبریم و با تعاریف امروزی میتوان روستاها و قصبات را نیز جزئی از زندگی شهری به حساب آورد. حال آن که تعاریف شهر از دیدگاه گروه ها وکارشناسان رشته های علمی مختلف متفاوت است و حتی جای جای مختلف این مفهوم متغیر است.
مثلا در انگلیس هر محلی را که یک کلیسای بزرگ و جامع داشته باشد شهری نامیدند و با اعتقاد جین جیکبز شهر به جایی گفته میشود کهبه طور دائمی رشد اقتصادی اش را از محل اقتصاد محلی تامین میکند. و تعاریف شهر و روستا و قصبه که بین جمعیت شناسی های امروز و کارشناس های جغرافیایی شهری مشترک بوده را از نظر جمعیت مسکونی آن طبقه بندی میکنیم، کهاندازه و تراکم مشخصی را شامل میشود.
امروزه بافت های فرسوده قسمت عمده ای از بافت های ما را تشکیل داده اند و از علل اصلی تهیه طرح های مرمتی شده اند زیرا که فرسودگی عاملی است که به افول حیات شهری، زدودن خاطرات جمعی و شکل گرفتن حیات شهری روزمره ای کمک میکند. مداخله در بافت تاریخی ارزشمند باید به گونه ای باشد که هم ارزش های ساختاری و هم ویژگی های ماهوی و کالبدی آن را حفظ گردد و هم بافت تاریخی با ضرورت های زندگی امروز و فردا انطباق یابد تا بتوان به عنوان یک بافت شهری زنده و فعال به حیات خود ادامه دهد.
نتایج تحقیق نشان داده است که بافت های فرسوده از نظر اجتماعی و اقتصادی دارای مشکالت عدیده ای برای ساکنین و همچنین برای مسوالن شهری است لیکن با تدوین برنامه های صحیح جهت نوسازی و بهسازی این نوع بافت ها نه تنها به حل مشکالت منجر خواهد شد بلکه فرصتی مناسب برای توسعه پایدار شهری در زمینه های اجتماعی و اقتصادی خواهد شد.
باستان شناسی که بر روی دوره های ماقبل تاریخ کار میکنند، به تعبیرهای آبادی،ده و گاهی به گونه ای غیرمنطقی، قصبه را در این زمینه غیرشهری به کار میبرند و به طور معمول تعبیر شهر را فقط برایجوامع شهری استفاده میکنند.
شهر، در حقیقت بزرگ ترین واحد استقرار در جوامعی است که بر آن حد از سامان دهی که تمدن مینامیم، دست یافته اند. 2 در واقع واژه های شهر تمدن در زبان التین، هر دو از یک ریشه اند با این استدالل، برای یافتن تعریف شهر الزم است در این زمینه بیشتر واژه تمدن را تصرف کنیم.
بافت شهر
بافت شهری عبارت است از دانه بندی و درهم تنیدگی فضاها و عناصر شهری که به تبع ویژگی های محیط طبیعی، به ویژه توپوگرافی و اقلیم در محدوده ی شهر یعنی بلوک ها و محله های شهری به طور فشرده یا گسسته و با نظمیخاص جایگزین شده اند
انواع بافت شهر
به منظور شناخت و تبیین گونه شناسی بافت شهر به بررسی دقیق تر بافت های شهری در ایران میپردازیم. ابتدا بافت قدیمیشهری که زیاد در نوشته ها و گفته ها بکار گرفته میشوند: بافت قدیم به آن بخش از بافت های شهری که قبل از سال 1300 ه.ش شکل گرفته است و از انسجام و وحدت خاصی برخوردارند گفته میشود.
به عبارت دیگر بافت شهری که توسط نسل های گذشته ما ساخته شده است و تقریبا عمری بیش از هشتاد سال دارند کال به عنوان بافت قدیم میشناسند.
آنچه که در دوره اخیر یعنی کمتر از هشتاد سال گذشته به شهر اضافه شده بافت جدید یا میانی مینامند. بخش میانی در حاشیه ی بافت قدیم نه به کندی بافت قدیم و نه با سرعت دوران بساز بفروشی کنونی شکل گرفته است. البته در بعضی از موارد مانند بخش درونی قدیم واجد ارزش فرهنگی – تاریخی است.
بنابراین میتوان با توجه به مراحل رشد و توسعه کالبدی فضایی شهرها، الیه های گوناگون بافت شهری را از همدیگر تشخیص داد. مثال در شهرهای بزرگ ایران هفت گونه از بافت شهری در بررسی گونه شناسی بافت های شهری قابل تشخیص است.
- بافت تاریخی، هسته اولیه شهر
- بافت قدیمیشهر
- بافا میانی شهر
- بافت جدید شهری
- بافت پیرامونی شهری
- بافت اقماری یا گسترش ناپیوسته ی شهر
- گسترش متروپلی شهر به همراه ایجاد شهرهای جدید
فرسایش و فرسودگی:
فرسودگی یکی از مهم ترین مسائل مربوط به فضای شهری است که باعث بی سازمانی، عدم تعادل، عدم تناسب و بی قوارگی آن میشود.
فرسودگی عاملی است که به زدودن خاطرات جمعی، افول حیات شهری واقعی و شکل گرفتن حیات شهری روزمره ای کمک میکند این عامل با کاهش عمر اثر و با شتابی کم و بیش تند، باعث حرکت به سوی نقطه پایانی اثر میگردد.
به طور کلی کاهش کارایی هر پدیده و عدم رسیدگی، نگهداری و تجدید حیات، فرسودگی آن را در پی دارد. هنگامیکه حیات شهری در محدوده ای از شهر، به هر علتی رو به رکود میگذارد و کوششی جهت رونق مجدد آن صورت نمیگیرد، بافت شهری آن محدوده در روند فرسودگی قرار میگیرد.
فرسودگی در بافت های شهری بر کالبد بافت و همچنین فعالیت های اجتماعی و اقتصادی آن تاثیرگذار است. فرسودگی کالبدی و فرسودگی حیات اجتماعی و اقتصادی بافت، در یک رابطه متقابل به تشدید یکدیگر کمک کرده و موجب رکود حیات شهری و تنزل شدید کیفیت زیست میگردد.
درجه فرسودگی
- فرسودگی مطلق: مرگ شی حادث شده و امکان بازسازی وجود ندارد.
- فرسودگی نسبی: فرسودگی است که در یکی از عناصر مهم فضای شهری یعنی کالبد یا فعالیت رخنه میکند و به دنبال خود باعث فرسودگی نسبی فضای شهری میگردد. امکان مرمت و تعمیر وجود دارد.
- فرسودگی کامل: فرسودگی است که در هر دو عنصر فضای شهری یعنی کالبد و فعالیت آن رخنه کرده باشد و به دنبال آن باعث فرسودگی کامل فضا شود.
فرسودگی فعالیتی
در معادله اول، فرسودگی نسبی شامل فعالیت است که با وجود کالبدی سالم باعث فرسودگی نسبی فضای شهری شده است. در این معادله، اگر بتوان فعالیت شهری را از فرسودگی رهایی بخشید، میتوان معادله را به شکل اصلی خود یعنی فعال بودن فضای شهری نزدیک ساخت. در این حالت، بدون دگرگونی عمده در کالبد، فضا زندگی خود را از سر میگیرد.
در این حالت، میتوان از ابقای سازمان فضایی شهر سخن گفت. ابقاء عملی است که اندک اندک و به صورت مداوم در فعالیت های شهری صورت میگیرد.
این عمل، سعی بر آن دارد تا با حذف یا حداقل کاهش فرسایش در فعالیت، از فرسایش کالبد و در نهایت فرسایش فضا جلوگیری کند. عمل ابقا را میتوان در قالب مجموعه ای از اقدامات بهسازی گنجاند. بهسازی به مجموعه ای از اقدامات اطالق میشود که با اندک تغییراتی در فعالیت، موجبات افزایش عمر اثر را فراهم میگرداند. در هر یک از اقدامات مزبور به بهسازی، مداخله ای چشمگیر در کالبد صورت نمیگیرد.
زیرا کالبد در شرایط مناسبی به سر میبرد و تنها با جایگزینی عملکرد مناسب فعالیت، از فرسایش فضای شهری جلوگیری میشود. بنابراین، با ایجاد تغییراتی در فعالیت های شهری، میتوان شاهد فضاهای شهری مطلوب بود. باید توجه داشت که عمل بهسازی در معاصر کردن فضای شهری نهفته است و نه در بازتولید فضای شهری گذشته
رسودگی کالبدی
در معادله دوم، فرسودگی نسبی شامل کالبد است که با وجود حضور فعالیت مناسب باعث فرسودگی نسبی فضای شهری شده است. در این معادله اگر بتوان کالبد را از فرسودگی رهانید، میتوان از حیات مجدد فضای شهری سخن گفت. در این حالت، عمل احیا صورت میگردد. احیا عملی است که با تغییرات ساختمانی و تعمیرات اندک ولی مداوم بر روی کالبد صورت میگیرد. احیا سعی بر آن دارد تا با حذف فرسایش در کالبد )شکل(، از فرسایش عملکرد و به تبع آن، از فرسایش فضای شهری جلوگیری نماید. عمل احیا را میتوان در قالب مجموعه ای از اقدامات نوسازی گنجاند. نوسازی دربرگیرنده مجموعه اقداماتی است که با تغییرات برنامه ریزی شده در کالبد، عالوه بر طوالنی شدن عمر اثر به احیای آن نیز مدد میرساند. در نوسازی بر فعالیت دائمیفضا تاکید شده و با ایجاد تغییراتی در کالبد، آن را معاصر میکند و به ایجاد فضای شهری مناسب منجر میشود. پس، نوسازی شهری نیز سر در معاصرسازی دارد. این عمل برخالف بهسازی میتواند به ایجاد فضاهای شهری جدیدی منجر شود و به گفت و گوی خالق بین گذشته و آینده مدد رساند
فرسودگی کالبدی- فعالیتی
در معادله سوم، فرسودگی به شکل کامل صورت پذیرفته است. این فرسودگی درنتیجه فرسودگی کالبد و فعالیت ایجاد گردیده. به دیگر سخن در این معادله، هم فعالیت، هم کالبد و هم فضا از حیز انتفاع خارج شده و شهر با مسئله مخروبه ها و متروکه ها مواجه است. خروج از متروکه ها و مخروبه ها، فضای شهری را با عمل تخریب و بازسازی مواجه میکند.
عمل تخریب و ساخت مجدد یا دوباره سازی سعی بر آن دارد تا با جایگزینی ساخت جدید بر روی ساخت قدیم و با تاکید بر سه ویژگی اصلی شهر (شالوده، نماد و مرکزیت)، فرسودگی ایجاد شده در کالبد، فعالیت و فضای شهری را از بین برده و فضای شهری معاصری ایجاد کند.
مجموعه اعمال انجام شده تخریب و ساخت مجدد را میتوان در قالب اقدامات مربوط به بازسازی گنجاند. بازسازی به مجموعه اقداماتی اطالق میشود که پس از تخریب بیش از نیمیاز اثر، مجددا اثری با چهره ای جدید و یا کامال منطبق با اصل خویش ساخته شود. معموال عمل بازسازی را به هنگام آتش سوزی، زمین لرزه یا جنگ به کار میبرند.
در بازسازی، عمل تخریب و ساخت مجدد صورت میپذیرد تا فضای شهری را در شرایط معاصر تعریف مجدد کند. در این حالت، فضای شهری در چهره های جدید یا به صورت اصل خویش، روابطی کامال جدید را بیان میکند.
معیارهای تعیین بافت های فرسوده
افت فرسوده شهری به عرصه هایی از محدوده قانونی شهرها اطالق میشود که به دلیل فرسودگی کالبدی، برخوردار نبودن از خدمات شهری آسیب پذیر شده اند و ارزش مکانی، محیطی و اقتصادی نازلی دارند.
این بافت ها به دلیل فقر ساکنان و مالکان آن ها، امکان نوسازی خود به خودی ندارند. به عبارتی بافت فرسوده شهری به عرصه هایی از محدوده قانونی شهرها اطالق میشود که یکی از سه مشخصه زیر را دارا باشد:
- بلوکهای که بیش از 50 درصد ابنیه آن ناپایدار و فرسوده باشد
- بلوک هایی که بیش از 50 درصد معابر آن کمتر از 6 متر باشد
- بلوک هایی که بیش از 50 درصد ابنیه آن کمتر از 200 مترمربع باشد
ویژگی های عمومی بافت فرسوده
الف- عمر ابنیه: بیش از 80 درصد از ساختمان ها در این گونه بافت ها دارای قدمتی بیش از 50 سال میباشند یا اگر در 50 سال اخیر ساخته شده باشند فاقد رعایت استانداردهای فنی هستند به گونه ای که غیراستاندارد بودن آنها از ظاهر ساختمان قابل تشخیص است. ابنیه این بافت ها عمدتا قدرت مقاومت در مقابل زلزله ای با شدت متوسط را ندارند.
ب- دانه بندی: ابنیه مسکونی واقع در این گونه بافت ها عمدتا ریزدانه بوده و مساحت عرصه آنها به طور متوسط کمتر از 200 مترمربع میباشد.
پ- نوع مصالح: مصالح به کار رفته در این گونه بافت ها عمدتا از انواع خشتی، خشت و آجر و چوب و یا آجر و آهن بدون رعایت اتصاالت افقی و عمودی و فاقد سیستم سازه ای میباشند.
ت- تعداد طبقات: اکثر ابنیه در بافت های فرسوده یک یا دو طبقه هستند.
ث- وضعیت دسترسی ها: بافت های فرسوده که عمدتا بدون طرح قبلی ایجاد شده اند از ساختاری نامنظم برخوردارند و دسترسی های موجود در آنها عمدتا پیاده میباشد به گونه ای که اکثر معابر آن بن بست یا با عرض کمتر از 6 متر بوده و ضریب نفوذپذیری در آنها کم است
چ- وضعیت خدمات و زیرساخت های شهری: بافت های فرسوده به لحاظ برخورداری از خدمات، زیرساخت ها و فضاهای باز، سبز و عمومیدچار کمبودهای جدی اند، مداخله در این گونه بافت ها از نوع تجمیع و نوسازی خواهد بود )وزارت کشور جمهوری اسالمیایران)
مرمت شهری
دربرگیرنده ی مجموعه دخالت هایی است که سعی در بهبود وضعیت فضای شهری )فعالیت- کالبد( و معاصرسازی آن دارند با این تعریف مرمت شهری یعنی:
(دخالت آگاهانه در فضای شهری برای جلوگیری از فرسایش و معاصر سازی آن)
معاصرسازی فرایندی است که به خلق فضای شهری جدید با حفظ ویژگی های اصلی فضایی )کالبدی- فعالیتی( منجر میگردد. در این اقدام، فضای شهری جدیدی حادث میشود که ضمن حفظ شباهت های اساسی با فضای شهری قدیم، تفاوت های ماهوی و معنایی را با فضای قدیم به نمایش میگذارد.
بعضی از پژوهشگران، فرایند مرمت را به کلیه اقدام های بهسازی، نوسازی و بازسازی اطالق میکنند و معتقدند مرمت شهری تبیین گذشته در حال و تخمین دگرگونی های آتی است مرمت تعمیر و نگهداری کالبد و فضا از نظر فرهنگی و تبدیل میراث به ثروت است.
مرمت را میتوان به سه طریق عمده بهسازی، نوسازی و بازسازی به انجام رساند طوری که در همگی به روز شد ن و معاصر گردانیدن و حفظ هویت سازمان فضایی مدنظر است. هر کدام از این طریق ها دربرگیرنده ی مجموعه اقداماتی هستند که براساس میزان وفاداری به گذشته در سه گرو ه بهسازی، نوسازی، بازسازی قرار میگیرند. این سه نوع مداخله هر یک طیف گسترده ای از اقدامات را برحسب نیاز شامل میشوند.
بهسازی
در این نوع مداخله اصل بر وفاداری به گذشته و حفظ آثار هویت بخش در آنهاست. فعالیت بهسازی با هدف استفاده از امکانات بالقوه و بالفعل موجود و تقویت جنبه های مثبت و تضعیف جنبه های منفی از حمایت، مراقبت، نگهداری، حفاظت، احیا، استحکام بخشی و تعمیر صورت میپذیرد. دخالت در این بافت ها مستلزم رعایت ضوابط و مقررات سازمان میراث فرهنگی میباشد.
نوسازی
در این نوع مداخله حد وفاداری به گذشته از انعطاف پذیری بیشتری برخوردار است و برحسب مورد از مداخله اندک تغییر را میتواند شامل گردد. نوسازی با هدف افزایش کارایی و بهره وری، بازگرداندن حیات شهری به بافت میباشد و از طریق نو کردن توان بخشی، تجدید حیات، انطباق و دگرگونی صورت میپذیرد
بازسازی
در این مداخله نه تنها هیچ الزامیبرای حفظ گذشته وجود ندارد بلکه با هدف ایجاد شرایط جدید زیستی – کالبدی- فضایی و از تحریب، پاکسازی و دوباره سازی صورت میپذیرد. مقوله ی بازسازی به معنای از نو ساختن است. بازسازی زمانی صورت میگیرد که در بنا، مجموعه و یا فضای شهری، فرسودگی به صورت کامل ایجاد شده باشد. معموال تخریب ناشی از آتش سوزی، جنگ و یا زمین لرزه است. با توجه به این که در بافت مورد نظر با همچین مسئله ای روبرو نیستیم در این جا فقط به دو مقوله ی بهسازی و نوسازی پرداخته شده است
ضرورت بهسازی و نوسازی بافت فرسوده شهری
اهداف اساسی نوسازی و بهسازی بافت های قدیمیو فرسوده شهرها توسعه محیط زندگی برای انسان هاست. این اهداف در قالب اهداف اجتماعی- فرهنگی و اقتصادی جای میگیرند. فضاهای ساخته شده شهری از نظر اقتصادی حاصل سرمایه گذاری و ترکیب از نیروی کار انسانی، مهارت ها، مواد و مصالح گوناگون هستند.
با وجود گذشت زمان و فرسوده شدن، هنوز هم به بسیاری از احتیاجات روزمره زندگی پاسخ میدهند و با سرمایه گذاری در جهت حفظ و تقویت و در مواردی با ایجاد تغییراتی در آنها به منظور پاسخگویی به احتیاجات جدید میتوان از هدر رفتن سرمایه های اقتصادی جلوگیری کرد و تاسیسات و تجهیزات جدید زندگی را به جای گسترش بیش از حد در زمین های بکر و حاشیه شهر، به درون این بافت های قدیمیبرد و با بهسازی و نوسازی دوباره احیا کرد. اگر ارزش های اقتصادی به تنهایی مدنظر باشند ممکن است نوسازی و بازسازی، زمینه ساز شهرسازی تعویضی شود. از این رو در مورد بافت های تاریخی شهرها ضرورت فرهنگی احیا آن ها باید مدنظر باشد.
افراد همان گونه که با دیدن یا بررسی محیط زندگی خود، خاطرات خود را به یاد میآورند، آگاهانه یا ناآگاهانه نیز ارتباط خود را با نسل های گذشته و آینده در فضاهایی که در آن زندگی کرده اند بازمییابند. حس تعلق متقابل بدین ترتیب در تفکر افراد قوت میگیرد و در این امر عواملی مانند همکاری ها، همدردی ها، رقابت ها، مقاومت ها، مبارزات و فعالیت های دسته جمعی، اقتصادی و مذهبی تاثیر بسیار دارند.
با بررسی ابعاد بحران در بافت قدیم شهرها چنین میتوان اظهار کرد که ضرورت بهسازی، نوسازی و ساماندهی بافت های قدیمیشهری در موارد زیر اهمیت مییابد
ضرورت اجتماعی بهسازی و نوسازی شهر:
بافت های تاریخی عالوه بر این که واجد ارزش های نادر زیبایی شناختی و تداوم خاطرات جمعی و هویت بخشی شهرهای ما هستند، هنوز در بسیاری از شهرها محل سکونت و معیشت میلیون ها نفر از شهروندان اند. اما این بافت ها به همان اندازه که ارزشمند و گران بها هستند، در مقابل سوانح و بالیای طبیعی که بیشتر مناطق شهری کشور را تهدید میکنند، ناپایدار و آسیب پذیرند.هم چنین جزئی از سرمایه های فرهنگی ما شیوه های برنامه ریزی و زندگی گذشتگان ما را دربرگرفته اند.
بافت های قدیمیبه دلیل قدمت و فرسودگی و تخریب ناشی از آن و کمبود و حتی نبود تاسیسات و تجهیزات شهری، دچار نارسایی هایی در پاسخگویی به نیازهای امروز زندگی شده اند. به همین دلیل جمعیت بومی ساکن این بافت ها به حاشیه شهرها مهاجرت میکنند و مهاجران روستایی و اقشار کم درآمد جایگزین آنها میشوند. تنها انگیزه ساکنان جدید برای زندگی داشتن یک سرپناه است.
آنها در این بخش از شهر با توجه به نازل بودن قیمت مسکن اسکان مییابند. به تبع آن بی ثباتی اجتماعی- اقتصادی و فرهنگی در این محله ها پدید میآیند و افزایش پیدا میکند. درنتیجه روند فرسودگی و تخریب بافتشهری شدت میگیرد. در واقع میتوان گفت ترکیب جمعیت از نظر اجتماعی- اقتصادی در بخش های وسیعی از این بافت ها، همانند بافت های حاشیه ای و خودرو است و جمعیت ساکن با هم تجانس فرهنگی ندارند، بنابراین به دلیل احساس جدایی و بیگانگی نسبت به همسایگان و ساکنان و فضای جدید دچار آشفتگی و سردرگمی میشوند.
ضرورت اقتصادی بهسازی و نوسازی شهر:
از آنجا که بافت های قدیم بیشتر در بخش مرکزی شهرها واقع شده و عمدتا بازار را در خود جای داده اند، در مجموعه شهری امتیاز و موقعیت مکانی بسیار خوبی دارند. بر این اساس امتیازهای اقتصادی بسیاری به شرح زیر دارند:
- سهولت دسترسی به تمام نقاط شهر و خدمات رسانی تسهیالت شهری از مرکز شهر
- وجود زمینه های رشد و توسعه صنعت توریسم از طریق صنایع دستی و کوچک بومی هر ناحیه جغرافیایی
- وجود توان بالقوه مناسب برای توسعه مناطق مسکونی
- دارا بودن امکانات و تاسیسات زیرزبنایی هر چند اندک در مقایسه با زمین های بکر حاشیه شهر
مهمترین ضرورت توجه به سیمای کالبدی بافت های تاریخی، توجه به فرسودگی روزافزون آنهاست. جلوگیری از تداوم این روند، نیازمند تدوین برنامه ها و طرح های ضرورتی است. بدین ترتیب میتوان از تهدیدهای زیست محیطی و نابودی این بافت ها جلوگیری کرد. بی توجهی به ساماندهی محیط و شرایط زندگی امروزی، محیط های تاریخی و باارزش را به فضاهای خالی از سکنه و بی روح و بی ثمر تبدیل خواهد کرد. حاصل این بی توجهی، تبدیل این محیط ها به محله های ناامن، فاسد و خالی از سکنه است.
ضرورت های اقتصادی محلی در بهسازی بافت های قدیمی، بیشتر ناشی از تخلیه تدریجی محل از ساکنان فعال و مهاجرت اقشار پردرآمد و اصیل مناطق قدیمی و جایگزینی آنها با مهاجرین فقیر از نظر اقتصادی و فرهنگی است. ساکنان جدید که هم فقر اقتصادی و هم فقر فرهنگی دارند، فاقد هر گونه وابستگی به این مناطق هستند. از سوی دیگر به منظور پیشگیری از بروز و گسترش انواع بزهکاری های اجتماعی و واگذاری بافت های قدیمی به فعالیت های ضعیف اقتصادی و رده پایین سبب کاهش ارزش های فرهنگی نهفته در آن شده است
ضرورت بهسازی و نوسازی کالبدی- عملکردی:
سیما و چهره ظاهری هر شهر، نمایی از معضالت و قابلیت های آن شهر است که این موضوع در شهرهای تاریخی به صورت مستقیم قابل تحقق و بررسی خواهد بود. سلسله مراتب فضای شهری، چگونگی توالی تاریخی، سیر تحول شهر، ارتباط آن دردوره های مختلف و کیفیت پیوستگی آن، شیوه اعمال مدیریت شهری و به طور کلی، امکان برقراری شرایط مناسب برای شهروندان، تاثیر مستقیمی بر کالبد شهر دارد که از چند زاویه، قابل بررسی خواهد بود:
- عدم توجه به مرکزیت تاریخی و استفاده از پتانسیل کامل مراکز.
- فرسودگی و متروک شدن مراکز با پتانسیل تاریخی و در نهایت متروک شدن و تخریب آثار تاریخی با ارزش
- عدم توجه به عناصر موثر و استفاده از الگوهای بی هویت کلیشه ای، در بافت شهری
- عدم وجود مناطق قوی، بی نظمی کالبدی و در نهایت تخریب سازمان کالبد شهری
در شهرهای تاریخی ایران اگرچه بیش از 50 درصد فعالیت های اداری و تجاری و حدود 40 درصد آمد و شد شهری، به مناطق مرکزی و پتانسیل تاریخی شهر متعلق است، اما به دلیل تنوعات و سطح خدمات در بیشتر مراکز تاریخی کشور که مرکزیت شهر نیز هستند، فعالیت ها مناسب نبوده و از تنوع الزم برخوردار نمیباشد. به همین علت، در بیشتر شهرهای بزرگ کشور مراکز رقیب برای مناطق تجاری و اداری شهر ایجاد شده است
اهداف بهسازی و نوسازی شهر:
بی گمان شهرهای قدیمی و تاریخی بیش از شهرهای جدید تحت تاثیر فرسایش و بی رونقی و دچار تخریب میشوند. آنچه امروزه با آن مواجهه ایم این است که در دل شهرهای قدیمی بافتی از هم پاشیده و فرسوده وجود دارد که باید برای آنها برنامه ای تدوین کرد. با توجه به تبیین این مفاهیم مهم ترین جنبه های اهمیت و ضرورت و اهداف بهسازی و نوسازی شهری را به شرح زیر میتوان برشمرد:
- بهسازی و نوسازی شهر به دنبال تامین کارایی مطلوب، عدالت، کیفیت محیطی، ایمنی و امنیت، بهداشت، آسایش و زیبایی فضاهای شهری است.
- بهسازی و نوسازی شهری در مراکز قدیم شهری میتواند رابطه تاریخی- فرهنگی مردم را با گذشته خویش به نحوی ملموس تر برقرار سازد، گذشته ای که امروز در حال تحول و تکامل است و نه تکرار.
- رشد و گسترش شهرها در چند دهه اخیر به ویژه در کشورهای جهان سوم از جمله، موجب گسترش بافت های خودرو و به عبارتی دیگر اسکان های غیررسمی و شهرسازی نامتناسب با نیازهای زمان حاضر شده است. از این رو بهسازی و نوسازی شهری بسیار ضروری است.
- گسترش و رشد شهرهای جهان سوم، از جمله ایران در نیم قرن اخیر بسیار زیاد و بی رویه بوده و هنوز هم سرعت این گسترش تحت تاثیر رشد انفجاری جمعیت شتابان است، از این رو دستیابی به اصول و روش های سالم سازی شهری ضمن حفظ هویت فرهنگی و ملی بسیار ضروری است که اندیشمندان رشته های گوناگون باید بدان بپردازند.
- نوسازی و بهسازی شهر دارای ابعاد گوناگونی است. از جمله بهسازی و نوسازی کالبدی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی- اداری و به طور کلی فرهنگ است، به عبارتی دیگر حفظ هویت و حیات شهری در نوسازی و بهسازی باید همه جانبه باشد.
- نوسازی و بهسازی کالبدی شهر برای ساماندهی سازمان فضایی- کالبدی شهرها، نحوه استفاده از زمین، ضوابط منطقه بندی، ضوابط ساختمان سازی، تامین معیارهای ساخت و ساز و مرمت و آسایش زیستی برای سازه های شهری متناسب هر منطقه جغرافیایی است.
- بهسازی و نوسازی شهر با شهرهای بی هویت و تعویضی متفاوت است. در شهرسازی تعویضی صرفا فضاهای کالبدی بی هویت شکل میگیرند، اما در بهسازی و نوسازی شهری به هماهنگی و سازگار با محیط طبیعی و سازمان اجتماعی- فرهنگی جامعه توجه میشود.
- بهسازی و نوسازی شهر مانع گسستگی اجتماعی و ناهنجاری های رفتاری، روانی، شغلی میشود.
- شهر همانند موجودی زنده است و هر گونه مداخله باید هماهنگ با مفهوم و معنای زندگی آن محیط جغرافیایی باشد. داشتن مرکز به عنوان قلب همراه با شاخص های خاص خود و نیز مرکز محله های شهری که سازمان دهنده فضاهای کالبدی شهر باشند ضروری است.
ضرورتهای مشارکت شهروندان در اداره امور شهرها:
دلیل متعددی برای مشارکت دادن شهروندان در اداره امور شهرها وجود دارد که برخی از آنها عبارتند از:
- گسترش ارزشهای فرهنگی که هنجارهای برابری و مردم ساالری را تقویت میکند و به افزایش تقاضای شهروندان برای مشارکت میانجامد.
- دگرگونیهایی که در میزان بهرهمندی از آموزش و سن و سطح درآمد شهروندان پدید آمده است، هم انگیزه برای مشارکت جوانان تحصیلکرده و متعلق به طبقه متوسط را افزایش داده و هم امکان این مشارکت را باال برده است.
- مشارکت در امور مختلف موجب افزایش کارایی شده است.
- افزایش پیچیدگی روابط در شهرها، امکان اداره امور انفرادی و آمرانه را از میان برده است.
مشارکت دارای مزیت هایی در زمینه اجتماعی سیاسی طرح ریزی و جز اینهاست. مزیت اصلی مشارکت از دیدگاه اجتماعی، فعال کردن شهرنشینانی است که میل به فردیت و گریز از مسئولیت دارند و در موارد افراطی منزوی و بیگانه میشوند. در فرایند مشارکت روحیه اجتماعی و حس همکاری و تعهد پدید میآید. مشارکت امکان ترفیع، آموزش و تربیت قشر کم درآمد و محروم از قدرت را فراهم میکند و آنان را در اجتماعی وسیع تری به هم میپیوندند.
در این اجتماع میتوان بر حس محرومیت از قدرت چیره شد و خودیاری و پیشگامیرا تحقق بخشید. از دیدگاه طرح ریز، مشارکت امکان مبادله عقاید و اولویتها، ارزیابی پویش های منافع عمومیو قابلیت اجرا و پذیرش پیشنهادهای طرح ریزی را فراهم میکند. از دیدگاه سیاسی مشارکت پشتیبان دموکراسی مشارکتی به جای دموکراسی نمایندگی است و از حق دموکراتیک هر انسان و بدین ترتیب عموم برای شرکت در فرایند تصمیم گیری دفاع میکند.
عالوه بر این مشارکت به اعضای شوراها و تصمیم گیران کمک میکند تا تصویر روشن تری از نیازها و خواسته های رای دهندگان یا مردم دیگر به دست آورند. از این طریق میتوان حساسیت و تاثیر تصمیم گیری را به حداکثر رساند. شاید مهمترین مزیت مشارکت عمومی این است که مردم مسئوالن را به یکدیگر نزدیک تر میکنند و ما را جایگزین من و تو میسازد.
نتیجه گیری
در سال های اخیر در کشور ما نیز اهمیت مشارکت در احیای بافت های فرسوده و ناکارامد شهری مورد توجه برنامه ریزان و مسئولین قرار گرفته است و پروژه های بسیاری با هدف جلب مشارکت مردمیبرنامه ریزی و اجر ا گردیده است اغلب موفقیتی در این زمینه حاصل نکرده اند .همانطور که بهطور خالصه اشاره شد مفاهیم و اصول مربوط بته مشتارکت ، انتواع و مدل های آن بیان گردید.
همچنین موانع تحقق این امر که هر کدام سهمیاساسی در عدم کارایی برنامه ها ی مشارکتی در شهرها دارند ارائه گردید. به نظر میرسد راهکاری که میتواند کمک مؤثری در این زمینه نماید، اعتماد به متردم و دخالتت دادن آنها در تمامیمراحل و در واقع برنامه ریزی از پایین به باالست .در حال حاضر مردم در فراینتد تهیته طترح و برنامته ریزی هیچ نقشی ندارند و صرفاً ملزم به اجرای طرح هایی هستند که بدون جلب نظر آنها برنامه ریزی شده اند.
تجربه طرح های موفق در کشورهای دیگر نشان میدهد که زمانی که مردم خود در فرایند تهیه تا اجرای طرح مداخله کرده و در جریان مسائل و امور قرار میگیرند، در اجرا نیز مشارکت فعال داشته و مسئوالن را یاری میکنند و نیز باعث جلب اعتماد آنها میگردد.

